تبیین مبانی خاص مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزه¬های اسلامی
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
«مدیریت عملکرد» به سبب نقش اساسیاش در موفقیت سازمان برای رسیدن به اهداف، ابزاری توانمند است که توانسته بهطور روزافزون توجه سازمانها را به خود جلب نماید. «مدیریت عملکرد» اصطلاح جدیدی است که جایگزین اصطلاح سنتی «ارزیابی عملکرد» برای جبران کاستیها و ضعفهای آن شده و نوع تکاملیافتة آن و در عین حال، بسیار متفاوت از آن است. این موضوع یکی از مهمترین موضوعات علمی است که آموزههای اسلامی و قرآنی، چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی بر آن تأکید ورزیدهاند.
از سوی دیگر، هر دانشی افزون بر ماهیت علمی و شناختی، از عوامل مبنایی و پیشانگارههایی نیز برخوردار است که در شکلدهی هویت دینی یا غیردینی (سکولاری) علم بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم تأثیر دارد.
مدیریت اسلامی بهمثابة یک دانش، از این قاعده مستثنا نبوده و مبتنیبر مجموعهای از باورهای بنیادینی است که اصول، فروع و مسائل این علم بر پایۀ آن بنا میشوند.
مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام نیز بهمنزلة شاخهای از دانش مدیریت اسلامی (مانند سایر علوم) نیازمند برخی گزارههای شناختی است تا مشروعیت و مقبولیت عقلی و نقلی آن را تضمین کرده، کارکردهای آن را پیشبینی کند که از آنها با نام «مبانی» یاد میشود.
اصطلاح «مبانی» مفهومی عام دارد که شامل مبانی دینی ـ اعتقادی و غیر آن میگردد. مبانی دینی ـ اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی یک سلسله باورهای بنیادینی است که از منابع و آموزههای اصیل اسلامی استنباط و در قالب مجموعهای از گزارههای خبری (توصیفی) ارائه میگردد و مانند دیگر مبانی، مبادی تصوری و تصدیقی این دانش را شکل داده، بهمنزلة اصول موضوعة آن شناخته میشود و مسائل آن علم بر آنها استوار میگردد. ازاینرو چیستی مبانی دینی ـ اعتقادیِ مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام، مسئلهای است که تبیین آن از اهمیت ویژه برخوردار است.
بنابراین مسئلة اصلی پژوهش این است که باورهای بنیادینی که به مثابة مبانی دینی ـ اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام مطرح است، کدام است؟ بر اساس این باورها، نگاه به هستی و نگاه به انسان از منظر دینی در مدیریت عملکرد سازمانی چگونه است؟ ایمان به سنتها و قوانین الهی حاکم بر زندگی بشر، چه تأثیری در مدیریت عملکرد سازمانی دارد؟
در این پژوهش، به موارد مهم از این نوع باورها که ارتباط بیشتری با مدیریت عملکرد سازمانی دارد، با استفاده از گزارههای مستفاد از آموزههای اسلامی اشاره میگردد.
ادبيات نظری پژوهش
مبانی هر علمْ مفروضات بنیادینی هستند که با تغییر آنها، علم یادشده ماهیتاً تغییر خواهد کرد. بنابراین اگر دیدگاهها دربارة این مبانی متفاوت باشد، علوم متفاوت با کارکرد گوناگونی تولید خواهد کرد. ازاینرو هر محققی کنجکاو خواهد بود که بداند مبانی علم مورد بحث چیست.
در اینجا به دو دیدگاه مهم و درگیر در زمینة مبانی مدیریت عملکرد سازمانی اشاره میشود:
الف) علوم انسانی موجود در غرب در دوران تجددگرایی (مدرنیسم) و فراتجددگرایی (پسامدرنیسم) مبتنیبر مبانی و شاخصههایی بوده است؛ همچون: انسانمداری، عقلگرایی(عقل محاسبهگر و ابزاری)، مادهگرایی (ماتریالیسم)، فردگرایی، سرمایهداری، مردمسالاری فردگرایانه (دموکراسی لیبرال)، و تأکید بر حقوق افراد به جای تأکید بر تکالیف آنها (ساجدی، 1387، ص181). ازاینرو «علوم انسانی غربی» به علومی اطلاق میگردد که مبانی، مسائل یا روشهای آنها مبتنیبر تفکر غربی باشد (عبدلی مسینان، 1398).
بر این اساس، مبانی معرفتی و فلسفی «مدیریت عملکرد سازمانی» بهمثابة یک موضوع مدیریتی در علوم انسانی رایج غربی نیز برگرفته از مبانی هستیشناسی، معرفتشناسی، انسانشناسی و روششناسی حاکم بر جهانبینی مادی و مکتب عرفیگری (سکولاریسم)، فردگرایی (لیبرالیسم) و انسانگرایی (اومانیسم) غربی است (ساداتینژاد، 1392)؛
ب) علوم انسانی اسلامی و بهتبع آن، مدیریت اسلامی و مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام، نه بر عرفیگری و فردگرایی و انسانگرایی، بلکه مبتنیبر مبانی بهدستآمده از آموزههای اسلامی است و در این پژوهش به مهمترین آنها اشاره شده است. بر این اساس، علوم انسانی غربی با علوم انسانی اسلامی به سبب تفاوت آنها در مبانی، متفاوت خواهد بود.
پيشينة پژوهش
در کتابها و مقالات گوناگون نسبت به بیان یک یا چند مبنا از مبانی علوم انسانی اسلامی و مدیریت اسلامی، بهصورت عام مطالبی ارائه گردیده؛ اما هیچیک از این تحقیقات به بیان مبانی خاص موضوع این تحقیق و با روش ترکیبی استنباطی ـ تحلیلی نپرداخته است. در جدول (1) به چند نمونه از اینگونه تحقیقات اشاره شده است:
جدول 1: پیشینة تحقیق
ردیف عنوان نویسنده تاریخ چاپ محتوا
1 مبانی و اصول مدیریت عملکرد از منظر آیات و روایات محمدباقر بابایی طلاتپه 1399 این اثر در شش فصل تدوین و تنظیم گردیده است. نویسنده در فصل دوم، مبانی مدیریت عملکرد در فرهنگ علوی را در ضمن دو گفتار با عناوین «مبانی رویکردی» و «مبانی کارکردی» مطرح نموده است.
2 درآمدی بر مدیریت اسلامی (مبانی و مسائل) محسن منطقی 1400الف این اثر در ده فصل تنظیم شده که در فصلهای دوم تا هفتم به مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی، الاهیاتی، انسانشناختی، ارزششناختی و روشمدیریت اسلامی پرداخته است.
3 مبانی علوم انسانی اسلامی احمدحسین شریفی 1393 این اثر در نه فصل تنظیم شده و در فصل پنجم به مبانی فلسفی علوم انسانی ـ اسلامی، همچون معرفتشناختی، هستیشناختی، انسانشناختی، دینشناختی و ارزششناختی پرداخته است.
4 «علوم انسانی و مبانی معرفتشناختی آن در رویکرد اسلامی» مهدی عباسزاده و ابوالحسن غفاری بهار و تابستان 1401 در این مقالة پژوهشی، واقعگرایی، مطابقت، مبناگرایی، یقین و عقلگرایی از مهمترین مبانی معرفتشناختی علوم انسانی اسلامی دانسته شده است.
5 «مبانی ارزششناختی علوم انسانی اسلامی با تأکید بر حوزة دانش مدیریت از منظر علامه مصباح یزدی» حسن روشن، صالح آقابابایی و سیدهعفت حسینی بهار و تابستان 1401 این اثر مبانی ارزششناختی در دانش مدیریت اسلامی را بررسی نموده و جامعیت ارزشها، قابلیت تبیین، برخورداری از انسجام درونی و اصالت سود نامحدود اخروی را بهمثابة مبانی ارزششناختی مدیریت اسلامی دانسته است.
1. بررسی مفاهيم
1ـ1. مبانی
«مبانی» جمع «مبنا» و در لغت، به معنای «بنیان و اساس و پایه» آمده است (دهخدا، 1342، ذیل واژة «مبنا») و در اصطلاح علمی، اصول و پیشفرضهایی است که علوم، نظریهها و مسائل علمی بر آن مبتنی است و داوریها و موضعگیریها در علم بر اساس آن شکل میگیرد (علیتبار، 1394).
مراد از «مبانی دینی ـ اعتقادی» در این تحقیق، دستهای از گزارههای خبری دینی ـ اعتقادی است که به نظر میرسد ارتباط نزدیکتری با مدیریت عملکرد سازمانی و نقش مبنایی نسبت به آن دارد؛ یعنی مدیریت عملکرد سازمانی (برنامهریزی و تعیین اهداف، سنجش و ارزیابی و...) از منظر اسلام، بدون مبنا قرار دادن آنها، اتفاق نخواهد افتاد.
2ـ1. مديريت عملکرد سازمانی
عبارت است از: «تدوین برنامههایی برای دستیابی به اهداف، پیادهسازی برنامههای تدوینشده، سنجش نتایج و دادن بازخورد و بازبینی یافتهها بهمنظور اصلاح برنامهها یا اقدامهای صورتگرفته در صورت نیاز» (رضائیان و گنجعلی، 1390، ص322). بهعبارتدیگر، در یک نگاه نظاممند، «مدیریت عملکرد سازمانی» عبارت است از: برنامهریزی، اجرای برنامه، سنجش و ارزیابی نتایج، دادن بازخورد، بازبینی یافتهها، اصلاح (در صورت لزوم) و بهبود عملکرد.
3ـ1. آموزههای اسلامی
عبارت است از: گزارههایی مانند آیات و روایات که با محوریت مبانی و اصول اعتقادی و اخلاقی و ارزشهای اسلامی از طریق کتابالله و سنت و سیرة پیامبر گرامی و امامان معصوم بیان میشود.
2. روش پژوهش
پژوهش حاضر به لحاظ تقسیمبندی پژوهش، از نوع «استنباطی ـ تحلیلی» است. با توجه به پیاز پژوهش ساندرز، میتوان گفت: از نظر فلسفة بنیادین تحقیق، روششناسی اجتماعی قرآن و متون دینی؛ الگوواروة پژوهش تفسیری؛ جهتگیری پژوهش تحقیقات بنیادی ـ کاربردی؛ روش پژوهش «تحقیق کیفی»؛ رویکرد پژوهش استقرایی؛ راهبرد پژوهش اجتهادی و تحلیل مضمون؛ روش گردآوری دادهها کتابخانهای و بررسی اسناد؛ روش تجزیه و تحلیل دادهها، روش «استنباطی ـ تحلیلی» یا روش «اجتهادی» و روش «تحلیل مضمون» یا «تم» است.
روش «اجتهادی» روشی کیفی و مبتنیبر وحی و مهمترین شیوه برای کشف آموزههای دینی از منابع اسلامی بهشمار میرود و عبارت است از: «کوشش علمی روشمند در منابع معتبر دینی با استفاده از ابزار و عناصر لازم برای تفهم، اکتشاف و استخراج آموزههای مدیریت اسلامی، بهگونهای که از اعتبار برخوردار باشد» (منطقی، 1397؛ حسنی و علیپور، 1386).
روش «تحلیل مضمون» يکي از روشهاي نوين در حوزة مطالعات اجتماعي بهشمار ميرود که با رويکرد استنباطي به سراغ تحلیل متون ذیربط ميرود. این روش نیز همانند روش «اجتهادی» یکی از روشهای کیفی پژوهش است. این دو روش مکمل یکدیگرند و در مفهومسازی و تحلیل مضامین به همدیگر نیاز دارند. با ترکیب این دو روش، روشی کامل برای کشف یک نظریه از منابع دینی و نظریهپردازی نسبت به یک موضوع علمی در این منابع شکل میگیرد.
3. تبيين مراحل و چگونگي انجام تحقيق
1ـ3. مرحلة اول
تعیین جامعة آماری یا منابع تحقیق: با توجه به گستردگی منابع غنی اسلامی و ظرفیت نداشتن پژوهشهای اینچنینی برای بررسی تمام این منابع، قرآن کریم و بخشنامههای نهجالبلاغه بهمثابة منابع این پژوهش انتخاب شد و از بخشهای دیگر آن و نیز از منابع حدیثی دیگر بهصورت پراکنده و موردی استفاده گردید.
2ـ3. مرحلة دوم
انجام تحقیق: این مرحله دارای چند گام است:
1ـ2ـ3. گام اول
آشنایی با دادهها و ایجاد رمزهای اولیه: در این گام، با استفاده از روش «اجتهادی» و مراجعه به منابع منتخب، با هدف یافتن پاسخ سؤالهای تحقیق در آموزههای اسلامی، ابتدا با جستوجوی واژگانی و سپس با مراجعة مستقیم به متون منابع تحقیق به کمک تفاسیر المیزان، نمونه و نور در بخش آیات قرآنی و ترجمههای آیتالله مکارم شیرازی و مرحوم دشتی و فیضالاسلام در بخش نامههای نهجالبلاغه، به جستوجو پرداخته شد و دادههای لازم و مرتبط با موضوع و سؤالهای تحقیق جمعآوری و مکرر مرور گردید و دادهها از نظر مفهومی تحلیل و نقد گردید. در نتیجه، تعداد 319 آیه و روایت گردآوریشده، رمزگذاری گردید.
لازم به ذکر است که در این پژوهش از روش «اجتهادی» با تمام ویژگیهایی که دارد، استفاده نشده؛ بلکه در حد بررسی دلالی گزارههای اسلامی و کشف مفاهیم و مضامین از آن استفاده گردیده است؛ مثلاً بررسی سندی گزارههای اسلامی برای دستیابی به مفاهیم مدیریتی (مانند استنباط مسائل فقهی) انجام نشده است.
2ـ2ـ3. گام دوم
شناخت مضامین و رمزگذاری توصیفی: در این گام، با شناخت مضامین، رمزهای مختلف در قالب مضامین مرتب شد و همۀ دادههای رمزگذاریشدة مرتبط با هریک از مضامین، شناسایی و در نتیجه، با ترکیب و تلفیق رمزهای مختلف دارای مفاهیم همسو و مترادف، 197 مضمون پایه یا توصیفی بهدست آمد.
3ـ2ـ3. گام سوم
رمزگذاری تفسیری: در این گام، مضامین توصیفی که در گام قبلی بهدست آمده بود، در سطح کلانتری تحلیل، پالایش و در گروههای منسجم دستهبندی شد؛ به این صورت که با مد نظر قرار دادن سؤالات تحقیق و با ادغام و همگونسازی شاخصهای مشابه و همخانواده، تعداد 19 مضمون تفسیری یا سازماندهنده شکل گرفت.
4ـ2ـ3. گام چهارم
تحلیل مضامین تفسیری و رمزگذاری رابطه: در این گام، با توجه به اینکه محقق باید برای مضامین خود عنوان مشخصی برای تحلیل نهایی انتخاب نماید، مضامین تفسیری در سطح کلیتری تحلیل شد و ضمن یکسانسازی ادبیات مضامین مشابه و با جریان رفت و برگشتی بین مفاهیم، این مفاهیم ذیل پنج عنوان مشخص شکل گرفت که در مجموع پنج مضمون رابطهای یا فراگیر بهدست آمد.
3ـ3. مرحلة سوم
تدوین گزارش نهایی تحقیق: بعد از طی فرایند دو مرحلة قبل، در نهایت گزارش نهایی تحقیق تدوین و شبکة مضامین تشکیل و در قالب یک نمودار ارائه گردید. البته با توجه به محدودیتی که وجود دارد، در این پژوهش، به برخی از این یافتهها اشاره میگردد.
4. اعتبارسنجی پژوهش
در برخی پژوهشها، چهار عنصر (استناد دینی، انسجام و هماهنگی، مطابقت با واقعیت، و کارآمدی) بهمنزلة شاخصهای آن معرفی شده است (منطقی، 1400ب). این تحقیق دارای چهار شاخص است:
ـ استناد دینی دارد؛ یعنی محتوای تحقیق مبتنیبر منابع اصیل دینی است و با دیدگاه اندیشمندان اسلامی سازگاری دارد.
ـ انسجام و هماهنگی بین مضامین آن موجود و با قواعد اسلامی و گزارههای بنیادین آن سازگار است.
ـ با توجه به اعتبار منابع تحقیق، مضامین آن با واقع مطابقت دارد.
ـ در صورت بهکارگیری صحیح مضامین تحقیق، از کارآمدی لازم نیز برخوردار است.
جدول 2: نمونهای از رمزگذاری آیات مرتبط با موضوع
ردیف گزارههای اسلامی منتخب مضمون توصیفی مضمون تفسیری
1 «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَدارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَ فَلاتَعْقِلُونَ» (یوسف: 109). امکان شناخت با سیر در زمین و تعقل و تفکر امکان معرفت و شناخت برای انسان
2 «ياأَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً» (نساء: 136). لزوم ایمان تفصیلی همة مردم به خدا و تمام جزئیات معارف برحق دین اسلام لزوم ایمان به تمام معارف دین اسلام
3 «وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (تغابن: 9). ایمان به خدا و عمل صالح بر مبنای آن؛ نجاتبخش و موجب پاداش ابدی عملکرد مبتنیبر ایمان؛ مقبول اسلام
4 «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» (عنکبوت: 64). لزوم ایمان به جهان آخرت بهمثابة سرای زندگی حقیقی و دائمی دوبعدی بودن عالم هستی
5 «إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ» (ص: 71)؛ «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ» (ص: 72). خلقت انسان از گِل و دمیدن روح در کالبد گِلی دوبعدی بودن وجود انسان
5. يافتههای پژوهش
در این تحقیق، با توجه به ظرفیت مقاله، برخی از مبانی دینی ـ اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی که از همه مهمتر به نظر رسید، بررسی شد که توضیح آن خواهد آمد.
1ـ5. ايمان به دين اسلام با تمام ابعاد آن
از منظر آموزههای اسلامی، بهویژه قرآن کریم، نقطة عطف در مدیریت عملکرد سازمانی، ایمان به دین اسلام و تمام ابعاد و ارزشهای آن است. بنابراین با توجه به آیة 136 سورة بقره و بیانی که علامه طباطبائی در تفسیر المیزان دربارة آن دارد، هرکه بخواهد بر اساس آموزههای اسلامی و قرآنی عملکرد سازمان را درست مدیریت نماید، باید به دین اسلام و تمام ابعاد آن ایمان داشته باشد و مبانی فکری سیاستگذاران، برنامهریزان و مجریان در تمام سطوح سازمان باید بر این اساس شکل گیرد. بر اساس یافتههای تحقیق، این مضمونِ رابطهای دارای 5 مضمون تفسیری و 44 مضمون توصیفی است.
جدول 3: مضامین مرتبط با ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد آن
مضمون فراگیر مضمون تفسیری
(سازماندهنده) مضمون توصیفی (پایه) منبع
ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد و ارزشهای آن لزوم ایمان به تمام معارف دین اسلام لزوم ایمان تفصیلی همة مردم به خدا و تمام جزئیات معارف برحق دین اسلام نساء: 136؛ تغابن: 8؛ اعراف: 158
هدایت انسانها و دلهای آنها مبتنیبر ایمان به خدا و تمام معارف بر حق دینی بقره: 137؛ تغابن: 11؛ یونس:9
عملکرد مبتنیبر ایمان؛ مقبول اسلام ایمان به خدا و عمل صالح برمبنای آن؛ نجاتبخش و موجب پاداش ابدی تغابن: 9؛ طلاق: 11
بهشت، بخشش الهی، تبدیل سیئات به حسنات و رستگاریشان، پاداش توبه و ایمان به خدا و عمل صالح بر مبنای آن مریم: 60؛ طه: 82؛ فرقان: 70؛ قصص: 67
ایمان به خدا و عمل صالح بر مبنای آن سبب قرب الهی است، نه اموال و اولاد زیاد سبأ: 37
ایمان به معاد لزوم ایمان به معاد بهمثابة یکی از معتقدات برحق در کنار ایمان به دیگر معارف دینی یونس: 4؛ بقره: 177
ایمان واقعی، ایمان به همة معارف دینی و از جمله ایمان به آخرت است. نساء: 136
رابطۀ دنیا و آخرت دنیا؛ مقدمة آخرت (رابطة دنیا و آخرت) ابنابیجمهور، 1405ق، ج1، ص267؛ نهجالبلاغه، 1384، خطبۀ 154
ایمان به نبوت در تمام ابعاد لزوم ایمان به پیامبر اکرم و قرآن و همة پیامبران الهی و همة کتابهای آسمانی در کنار ایمان به خدا نساء: 136و 152؛ بقره: 136 و 285؛ آلعمران: 84
لزوم ایمان به خدای یگانه و ایمان به پیامبر اکرم و جهانی بودن رسالت، دین و کتاب او اعراف: 158؛ فرقان: 1؛ سبأ: 28؛ انعام: 19
بنابراین با توجه به یافتههای تحقیق، وقتی بحث از ایمان به دین اسلام مطرح میگردد، مقصود لزوم ایمان به تمام معارف برحق دین اسلام و به تمام ابعاد آن است، نه فقط ایمان به توحید صرف؛ زیرا اینها همه وابسته به یکدیگرند. بر اساس همین بیان، در این پژوهش ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد آن مبنای عملکرد سازمانی قرار داده شده است.
علاوه بر این بیان، از نظر عقلی نیز انسان در حالت عادی، معمولاً کاری را انجام میدهد که اعتقاد به ارزشمندی و مطلوبیت آن دارد. پس او بر اساس معتقدات خود کار را انجام میدهد و هدفمند عمل میکند. بنابراین انجام عملی برخلاف معتقدات و بیهدفِ مشخص، کاری بیهوده است که عقلاً آن را نمیپسندند.
بر این اساس، در سازمانهای اسلامی، عملکردها و مدیریت عملکردها در صورتی عقلایی، هدفمند، مطلوب و مؤثر خواهد بود که بر مبنای ایمان و اعتقاد به دین اسلام در تمام ابعادش که از معتقدات مدیران، سیاستگذاران و برنامهریزان سازمان اسلامی است، انجام شود. عملکرد و مدیریت عملکردی که مبتنیبر این مبنا نباشد، اسلامی نخواهد بود.
افزون بر بیان یاد شده، با تعمّق در آیات شریفة قرآن کریم، درمییابیم که گویا برخی از آیات به این موضوع اشاره کرده است که درذیل، به آنها اشاره میگردد:
الف) بر اساس آیة مبارکة 10 سورة فاطر، با توجه به توضیحی که علامه طباطبائی ذیل آن داده (طباطبائی، 1390، ج17، ص23)، عملکرد درست و مقبول عملکردی است که مبتنیبر ایمان و اعتقاد به خدای یگانه و دیگر عقاید برحق (مانند معاد و نبوت) باشد که در دین اسلام آمده است. بر این اساس، عملکرد و مدیریت عملکردی که بیتوجه به عقاید یادشده انجام شود، صبغة اسلامی نخواهد داشت؛
ب) با توجه به جستوجویی که در قرآن کریم انجام شد، در بیش از 77 مورد «ايمان» و «عمل صالح» در كنار هم و «ايمان» مقدم بر «عمل صالح» آمده است (مانند «آمنوا و عملوا الصالحات» و تعابیر مشابه) و تلازم این دو کلمه در کاربردها و نیز تقدم «ایمان» بر «عمل صالح» در ذکر الهی، این معنا را تداعی میکند که عمل صالح مبتنیبر ایمان است و ایمان مبنای آن است، بهگونهای که اگر عملکردی بر این مبنا صورت نگیرد، از منظر آموزههای اسلامی، عملکرد اسلامی نبوده و مقبول نسیت. بنابراین مدیریت عملکرد سازمانی نیز بهمثابة مجموعه فعالیتهایی (برنامهریزی و مانند آن) که در سازمان انجام میگیرد، در صورتی از منظر آموزههای اسلامی پذیرفته است که بر این مبنا انجام شود؛
ج) دستة دیگری از آیات قرآن کریم (مانند غافر: 40 و نساء: 124) پاداش الهی را مبتنیبر عمل صالح همراه با ایمان قرار داده است، بهگونهای که ایمان در حال انجام دادن عمل حاصل میگردد و این عمل مبتنیبر آن باشد. همچنین بیان علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ذیل آیة 1 سورة مؤمنون و نیز مفاد آیات 5 سورة مائده، 147 سورة اعراف و 105 سورة کهف بیان مزبور را تأیید مینماید.
بنابراین از اطلاق این بیان میتوان نتیجه گرفت که عملکردها و مدیریت عملکردها، اعم از سازمانی و غیرسازمانی که بر مبنای ایمان به دین اسلام و عقاید برحق آن انجام گیرد، دارای اثر بوده و از منظر آموزههای اسلامی ارزشمند و پذیرفته است، نه غیر آن.
از میان ابعاد متفاوت ایمان به دین اسلام، اصول سهگانة ایمان به توحید (با تمام ابعاد آن)، ایمان به معاد (با تمام ابعاد آن) و ایمان به نبوت (با تمام ابعاد آن)، ابعاد مهمی است که مهمترین مبانی مدیریت عملکرد سازمانی در این بحث بهشمار میرود. اما به سبب محدودیت ظرفیت مقاله، از توضیح آن صرفنظر گردید.
مطلب دیگری که نباید آن را از نظر دور داشت اینکه ایمان به دین اسلام که بهمثابة یکی از مهمترین مفروضات بنیادین مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام مطرح گردید، بدون شناخت و آگاهی ممکن نیست. علم و معرفت مقدمه یا شرط ایمان و اعتقاد به هر چیزی است. اگر بخواهیم به خداوند متعال، معاد، نبوت و دیگر معارف دینی اعتقاد درستی پیدا کنیم، باید نسبت به آنها حداقل معرفت را داشته باشیم؛ زیرا چیزی را که نشناسیم چگونه میتوان به آن معتقد شویم. در قرآن کریم در آیات متعدد و نیز در روایات متعدد، از جمله در آیة 136 سورة مبارکة اسراء به این نکته اشاره شده است. با توجه به توضیح علامه طباطبائی در المیزان، ذیل آیة شریفه، مفاد آیه این است که به هرچه به صحتاش یقین نداری معتقد نشو، عمل مکن و مگو؛ زیرا همة پیروی از غیر علم است.
بنابراین علم و معرفت شرط و مقدمة ایمان و مقدم بر آن است و خود مبنای دیگری برای مدیریت عملکرد سازمانی است. همچنین آموزههای اسلامی بیانگر آن است که هم امکان معرفت برای انسان نسبت به آنچه بدان اعتقاد پیدا میکند هست و هم راههایی برای آن وجود دارد. بر اساس یافتههای تحقیق، این مضمون رابطهای دارای 2 مضمون تفسیری و 24 مضمون توصیفی است.
جدول 4: مضامین مرتبط با نقش علم و معرفت در ایمان
مضمون رابطهای مضمون تفسیری مضمون توصیفی منبع
نقش علم و معرفت در ایمان به دین با تمام ابعاد آن ممنوعیت پیروی از غیرعلم (چه در اعتقادات و چه در عملکردها (فردی، گروهی و سازمانی) ممنوعیت پیروی از امور بدون شناخت، بهطور مطلق اسراء: 36
ممنوعیت هر اقدامی بدون آگاهی آلعمران: 66؛ انعام: 140؛ هود: 46 و 47؛ نهجالبلاغه، 1414ق، ص216؛ كلينى، 1407ق، ج1، ص43ـ44؛ ابنحيون، 1385ق، ج1، ص96
امکان معرفت و شناخت برای انسان از طریق منابع حسی، قلب، عقل و وحی توانایی انسان برای فراگیری حقایق هستی بقره: 31 و 32
امکان شناخت با سیر در زمین حج:46؛ یوسف: 109
قلب و چشم و گوش، از منابع شناخت اعراف: 179؛ حج: 46
2ـ5. نگاه به هستی از منظر دينی
از دیگر موضوعاتی که بر اساس یافتههای تحقیق بهعنوان مبانی مدیریت عملکرد سازمانی میتوان به آن نگاه کرد و با نحوۀ عملکرد سازمانی مرتبط است، نگاه انسان به عالم هستی از منظر دینی است؛ زیرا آگاهی نسبت به زوایای نظام هستی و به دنبال آن، اعتقاد به واقعیات هستی، در نوع رفتار و عملکرد انسان و نیز مدیریت آن تأثیر بسزایی دارد. بر اساس یافتههای تحقیق، این مضمون رابطه دارای 2 مضمون تفسیری و 7 مضمون توصیفی است.
جدول 5: مضامین مرتبط با نگاه به هستی از منظر دینی
مضمون رابطه مضمون تفسیری مضمون توصیفی منبع
نگاه به عالم هستی از منظر دینی دوبعدی بودن عالم هستی
(بعد مادی یا محسوس و فرامادی و یا نامحسوس) موجودات محسوس و مشهود عالم هستی؛ نشانههای خداشناسی
(بعد مادی عالم هستی) بقره: 164
لزوم ایمان به جهان آخرت بهمثابة سرای زندگی حقیقی و دائمی (بعد فرامادی عالم هستی) عنکبوت: 64؛ غافر: 39؛ انعام: 32؛ روم: 7؛ قصص: 77
هدفمند بودن آفرینش عالم هستی آفرینش عالم هستی بر اساس حق و هدف خاص (نفی بازیچه بودن و بطلان) حجر: 85؛ انبیاء: 16؛ ص: 27؛ دخان: 38 و 39؛ احقاف: 3؛ آلعمران: 191؛ انعام: 73؛…
آفرینش هستی برای انسان؛ و موجودات آن در تسخیر انسان بقره: 29؛ جاثیه: 12 و 13؛ زخرف: 13؛ لقمان: 20؛ حج: 65؛ نحل: 12؛ ابراهیم: 32 و 33
یافتههای تحقیق نشان میدهد مهمترین مباحث در این زمینه که با عملکرد و مدیریت عملکرد سازمانی به نحوی ارتباط دارد و بهمثابة مبانی هستیشناختی برای مدیریت عملکرد تلقی میگردد، دو عنوان ذیل است:
1ـ2ـ5. دوبعدی بودن عالم هستی
عالم هستی از منظر آموزههای اسلامی، دارای دو بعد مادی و فرامادی است. محسوسات و موجودات محسوس عالم هستی و نیز نظم خاصی که در آن دیده میشود، نشاندهندۀ بعد مادی و بیعیب و نقص عالم هستی است. برای مثال، آیات 164 سورۀ بقره و آیة 3 سورۀ ملک به این مطلب اشاره دارد؛ بعد دیگر عالم هستی که فراماده است، شامل چند دسته موجودات نامحسوس میگردد که مهمترین آنها نسبت به این بحث، بر اساس یافتههای تحقیق، عالم قیامت و جهان آخرت است. قرآن کریم در آیات متعدد به این دو بخش جهان هستی اشاره نموده است.
برای مثال، در آیة 32 سورۀ انعام زندگی دنیوی و مادی را بازیچه و سرگرمی تلقی نموده و زندگی اخروی را بهترین زندگی و زندگی واقعی برای انسان دانسته است. این نوع نگاه به عالم هستی و اعتقاد به آن، انسان را وادار میکند که چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی عملکردش را طوری مدیریت نماید که افزون بر دستیابی به سعادت دنیوی، عملکردش سازگار با زندگی اخروی نیز بوده باشد که زندگی باقی و واقعی است.
این بیان نشان میدهد که مدیریت عملکرد سازمانی مبتنیبر نوع نگاه به عالم هستی است. چنین نگاهی به عالم هستی از منظر آموزههای دینی، مقتضی عملکرد و مدیریت عملکردی است که متفاوت از آن چیزی است که دیدگاه مادیگرایانه تقاضا دارد.
2ـ2ـ5. هدفمند بودن آفرينش عالم هستی
یافتههای تحقیق نشان میدهد که از منظر دینی، عالم هستی، بهمثابة فعل الهی هدفمند است؛ یعنی از منظر آموزههای اسلامی، تمام کارهای خداوند حکیمانه و دارای هدفی معقول و متناسب با کمالات نا متناهی اوست. برای مثال، آیات 38 و 39 سورة دخان به این نکته اشاره دارد که آفرینش هستی هدفمند و بر اساس حق و واقعیت بوده است و از آیة 29 سورۀ بقره استفاده میشود که همۀ هستی برای انسان آفریده شده است؛ یعنی هدف از آفرینش هستی، فراهم شدن زمینۀ به کمال رسیدن اوست و همة مخلوقات هستی زمینهساز این معناست و خداوند با خلقت عالم هستی این زمینه و فرصت را برای انسان فراهم آورده است. ازاینروست که امیرالمؤمنین تأکید میفرماید: «ای انسانها! از این فرصت استفاده نمایید، پیش از آنکه مهلت عمرتان بهسر رسد» (نهجالبلاغه، 1384، خطبة 86).
این بیان ایشان عام است و شامل سازمانها نیز میگردد؛ یعنی بر اساس این نگاه، سازمان نیز مانند دیگر موجودات عالم هستی، هدفش به کمال رسیدن انسان و جامعة انسانی است و تمام سیاستگذاریها و برنامهریزیها و کارها باید در این زمینه صورت گیرد. سازمانی که این فضایی ایمانی بر آن حاکم باشد، رفتار و عملکردش را طوری مدیریت خواهد نمود که این هدف تأمین گردد.
3ـ2ـ5. نگاه به انسان از منظر دينی
شناخت انسان و ویژگیهای او در علوم انسانی اسلامی، بهویژه دانش مدیریت اسلامی به این علت مهم است که هم او یک عنصر صاحب اندیشه و اصلی در سازمان است و هم اسلام نسبت به انسان و ویژگیهای او دیدگاه خاصی دارد. بر اساس یافتههای تحقیق، این مضمون رابطهای دارای 5 مضمون تفسیری و 33 مضمون توصیفی است که به برخی از آنها اشاره میگردد:
جدول 6: مضامین مرتبط با نگاه به انسان از منظر دینی
مضمون رابطهای مضمون تفسیری مضمون توصیفی منبع
نگاه به انسان از منظر دینی دوبعدی بودن وجود انسان خلقت انسان از گِل (بعد مادی وجود انسان) ص: 71
دمیدن روح در کالبد گِلی (بعد فرامادی وجود انسان) ص: 72؛ حجر: 29؛ سجده: 9
سجدة فرشتگان بر روح انسان حجر: 29
کرامت انسان گرامی داشتن و تفضیل انسان بر بسیاری از مخلوقات اسراء: 70
برتری حرمت مسلمان بر هر حرمت دیگر و حفظ حقوق او بهوسیلة اخلاص و توحید نهجالبلاغه، 1384، خطبة 166
انسان؛ مسجود فرشتگان ص: 72
مختار بودن انسان مختار بودن انسان در انتخاب راه و پیروی و یا عدم پیروی از حق کهف: 29
موجودات روی زمین وسیلة آزمایش انسان (و آزمایش دلیل بر اختیار انسان) کهف: 7
مسئول بودن انسان مسئولیت داشتن فقیری که همواره از ملک دیگری و نعمتهای او استفاده میکند فاطر: 15؛ اسراء: 36
مسئولیت انسان در برابر همنوعان و دیگر موجودات نهجالبلاغه، 1384، خطبة 166
هدفمندی انسان عبادت خدا هدف از خلقت انسان ذاریات: 56
یکی از اهداف بعثت انبیا شکوفایی توانمندیهای انسان برای رسیدن به کمال از طریق عبادت است. نهجالبلاغه، 1384، خطبة 1
از نظر آموزههای اسلامی، انسان مهمترین مخلوق خداوند در این عالم تلقی شده است (اسراء: 70)، بهگونهای که همۀ موجودات هستی زمینهساز تکامل اویند. انسان از نظر اسلام، ویژگیهای ارزندهای دارد که شناخت این ویژگیها و نیز شناخت ظرفیتهای او به محققان کمک میکند دستورالعملهای مناسبی برای هدایت او تدوین کنند و با شناخت ضعفها و ناتوانیهای او، میتوان سطح انتظارات را نیز تعدیل نمود.
در اینجا برخی از این ویژگیها که با مدیریت عملکرد سازمانی ارتباط بیشتری دارد و میتواند مبنای آن قرار گیرد، بهاختصار بررسی میگردد:
الف) دوبعدی بودن وجود انسان
از منظر آموزههای اسلامی، برخلاف برخی مکاتب فلسفی معاصر، انسان موجود دوساحتی و دوبعدی و مرکب از جسم و روح است. بعد ظاهری انسان بدون در نظر گرفتن بعد باطنی او، ناقص است. خداوند در برخی از آیات قرآن (مانند آیات 71 و 72 سورة ص) به تبیین مراحل خلقت انسان پرداخته، اشاره مینماید که بعد از تکمیل بُعد جسمی انسان، بُعد دیگری به نام «روح» در ساختمان وجودی او اضافه نموده است. پس از آن ساختمان وجودی و انسانیت آدمی شکل گرفت. پس روحْ بخش اصلی وجود انسان است و به همین سبب نیز انسان صلاحیت مسجود فرشتگان شدن را پیدا کرد (حجر: 29).
بر اساس این مبنای دینشناسانه، در دانش مدیریت اسلامی توجه همزمان به هر دو جنبۀ جسمی و روحی انسان در طراحی مسائل مدیریتی و بهتبع آن در عملکردهای سازمانی لازم است. با توجه به اصالت روح و نهفته بودن تعالی انسان در جنبۀ روحی او، در طراحی مسائل مدیریت و سازمان، کانون برنامهریزی باید بر جنبۀ روحانی انسان استوار باشد و عملکردهای سازمان نیز باید همسو با مقتضای معنوی و فرامادی روح مدیریت گردد.
ب) کرامت انسان
یکی از زاویههای نگاه به انسان از منظر آموزههای دین اسلام، مربوط به کرامت اوست. از این منظر، انسان دارای جایگاه و مقام والایی است. قرآن کریم در این باره در آیات متعدد (از جمله: انعام: 16؛ بقره: 31 و 32)، برای انسان ویژگیهایی برشمرده که بیانگر نهایت کرامت انسان از این دیدگاه است. اگر در قرآن صفات ناپسندی به انسان نسبت داده شده، این مربوط به بعد طبیعتی و حیوانی اوست، نه به بعد حقیقی، روحانی و ملکوتی وی (جوادی آملی، 1387، ص213). در سخنان امیرالمؤمنین نیز بر حفظ حرمت انسان تأکید شده و حرمت مسلمان نیز بر هر حرمت دیگری مقدم دانسته شده است (نهجالبلاغه، 1384، خطبة 166).
این نوع نگاه به انسان، نشان میدهد که او دارای شرافت و کرامتی است که هیچکس حق ندارد بی دلیل و به هر بهانهای این کرامت را، چه در سازمان و چه در غیر آن خدشهدار نماید و این کرامت ذاتی انسان هر فعل و عملکردی را برنمیتابد و از منظر دین اسلام، کسی مجاز نیست عملکردی بر خلاف جایگاه با شرافت و کرامت انسانی او داشته باشد. بر این اساس، لازم است در سازمان برخوردها و عملکردها طوری مدیریت شود که کرامت نیروی انسان خدشهدار نگردد و برخورد مدیران در سازمان با زیردستان کریمانه باشد تا موجب بهبود عملکرد سازمان و تعالی آن شود.
ج) مسئول بودن انسان
از منظر آموزههای اسلامی، انسان موجودی مسئول است. بر اساس این مبنای انسانشناختی، انسان با توجه به ارتباطات چهارگانة با خدا، با خود، با دیگران و با طبیعت، مسئولیتهایی دارد که برای آن تصویر میشود:
انسان در گام نخست در مقابل خداوند مسئول است؛ زیرا او مانند فقیری است که از خود چیزی ندارد و در خانه و ملک دیگری زندگی میکند. زندگی در ملک دیگری اگر با اجازة مالک هم باشد، به لحاظ نحوۀ استفاده، مسئولیتآور است. آیة 15 سورة فاطر این فقر را برای انسان یادآوری مینماید. همچنین آیة 8 سورة تکاثر از مسئولیت انسان در برابر نعمتهای خداوند با قاطعیت سخن میگوید.
انسان همچنین در برابر خود نیز مسئولیت دارد. انسان حق ندارد هرطور که بخواهد، از اعضا و جوارح خود استفاده کند؛ از همۀ اینها سؤال خواهد شد (اسراء: 36).
انسان از منظر آموزههای اسلامی، در برابر جامعۀ خود و همنوعان و همچنین محیط زیست نیز مسئولیت دارد (شعیری، بیتا، ص119).
به هرحال، تأکید بر مسئول بودن انسان در برابر خداوند، خود، همنوعان و محیط زیست و تفهیم مناسب آن به کارکنان، میتواند زمینۀ انجام وظیفۀ بهتر را فراهم سازد و در نحوۀ مدیریت عملکرد سازمان تأثیری انکارناپذیر دارد. هنگامیکه بخشی از وظایف سازمانی بهصورت مسئولیت شرعی و انسانی بر عهدۀ کارکنان گذاشته شود، آنها با رعایت خودپایشی و انجام وظایف نانوشته و مدیریت درست عملکردها، زمینۀ رشد خود و سازمان را فراهم میسازند.
د) هدفمند بودن آفرينش انسان
زاویة دیگر نگاه به انسان از منظر آموزههای اسلامی، هدفمند بودن آفرینش انسان است. با مراجعه به آیات قرآن، هدف از آفرینش انسان «عبادت» معرفی شده است (ذاریات: 56). اما مراد از «عبادت» انجام همین تکالیف عبادی الهی (مانند نماز و روزه و واجبات دیگر) نیست. این اعمال عبادی بهمثابة افعال اختیاری، وسایل و ابزارهای رسیدن به هدف اصلی بهشمار میروند. هدف اصلی که از آیه استفاده میشود، قرب الهی است؛ زیرا عبادت از نظر لغت، به معنای نهایت تذلل و خضوع و انقیاد در برابر خداوند است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص542). نهایت تذلل، تسلیم و اطاعت بی قید و شرط انسان در برابر خداوند، نهایت و اوج تکامل و قرب او به خداست. همین هدف نهایى آفرینش انسان است که خداوند براى وصول انسان به آن، میدان آزمایشى فراهم ساخته (ملک: 2) و به انسان آگاهی داده است (طلاق: 12). این مبنای انسانشناختی دینی تأثیر مهمی بر عملکردها، اعم از فردی و سازمانی و نحوۀ مدیریت آنها دارد؛ زیرا عملکردها برای رسیدن به اهداف انجام میگیرد. در سازمان اسلامی باید تلاش بر این باشد که عملکردهای سازمان طوری مدیریت شود که در جهت دستیابی به هدف نهایی قرار گیرد که در منابع دینی برای انسان معرفی شده است.
4ـ2ـ5. ايمان به سنتهای الهی حاکم بر زندگی بشر
یکی از مبانی اعتقادی مدیریت عملکرد از منظر اسلام، اعتقاد و ایمان به وجود سنتهای الهی حاکم بر زندگی بشر است. در قرآن کریم، قوانین دینی و الهی حاکم بر جوامع انسانی، «سنت» نامیده شده است؛ یعنی «قوانین الهی در تدبیر جوامع». پس میتوان اصطلاح «سنت الهی» را به معنای «روشهایی که خدای متعال امور عالم و آدم را بر پایة آنها تدبیر و اداره میکند» دانست (مصباح یزدی، 1398، ص469). بنابراین «سنتهای الهی» به معنای قوانین ثابت و لایتغیر حاکم بر پدیدهها ـ اعم از طبیعی، فردی و اجتماعی ـ در عرصههای گوناگون تکوین و تشریع است که ایمان به آنها تأثیر اساسی در مدیریت عملکرد سازمانی دارد. بر اساس یافتههای تحقیق، این مضمون رابطهای دارای 5 مضمون تفسیری و 78 مضمون توصیفی بوده که بخشی از آن در جدول (7) نشان داده شده است:
جدول 7: مضامین مرتبط با سنتهای الهی حاکم بر زندگی بشر
مضمون فراگیر مضمون سازماندهنده مضمون پایه منبع
ایمان به سنتهای الهی حاکم بر زندگی بشر وجود سنتهای الهی حاکم بر نظام هستی وجود سنتهای الهی در میان اقوام پیشین آلعمران: 137
جریان سنت الهی (عذاب طغیانگران) دربارة امتهای طغیانگر همة پیامبران اسراء: 77
سنت الهی نپذیرفتنن توبه بندگان هنگام مشاهدة عذاب الهی غافر: 85
1. سنت ارسال رسولان سنت الهی بعثت پیامبران در طول تاریخ بشریت در همة امتها نحل: 36
همواره برای هر امتی پیامبری بوده که در میان آنها به عدالت داوری میکرده است. یونس: 47
2.سنت هدایت هدایت همة مخلوقات در عالم هستی طه: 50
هدایت انسان به خیر و شر بلد: 10
3.سنت آزمایش و ارزیابی دنیا محل آزمایش نیکوکار و بدکار نهجالبلاغه، 1384، نامة 55
سنت آزمایش انسانها، چه بخواهند و چه نخواهند مائده: 71
ارزیابی اعمال بندگان توسط خداوند شعرا: 113؛ غاشیه: 26
4. سنت حدود الهی لزوم رعایت حدود الهی در عملکردها بقره: 187، 229 و 230؛توبه:97
قوز عظیم پاداش رعایت حدود الهی در عملکردها نساء: 13
ظلم به نفس درخصوص رعایت نکردن حدود الهی در عملکردها طلاق: 1
سنتهای الهی حاکم بر زندگی بشر را از یک نظر میتوان بر دو قسم دانست: دستة اول سنتهای حاکم بر زندگی اخروی و آن جهانی و ابدی انسانها؛ مانند سنتهای پاداش و کیفر اخروی که آیات متعدد قرآن کریم به آن اشاره دارد؛ دستۀ دیگر سنتهای حاکم بر زندگی دنیوی و اینجهانی آدمیان.
فلسفۀ وجودی این سنتها آن است که از منظر آموزههای اسلامی، هدف نهایی از آفرینش انسان دستیابی او به کمال نهایی خود (تقرب به خدا) با افعال اختیاری خویش و هدف متوسط کسب رضای خدا و عبودیت و بندگی اوست. خدای متعالی برای اینکه انسانها را به این اهداف نزدیکتر کند و وسایل تحقق آنها را فراهم سازد، سنتهای متعددی دارد که اصیلترین آنها یکی سنت «هدایت» است و دیگری سنت «آزمایش».
يکم. سنت هدايت
سنت «هدایت» معنایی عام دارد که مربوط به تدبیر تمام عالم و جهان هستی است؛ یعنی خدای متعال همة موجودات را به صورت تکوینی هدایت نموده است (طه: 50). همچنین از یافتههای تحقیق بهدست میآید که سنت «هدایت» معنایی محدودتر و کمدامنهتری هم دارد که به زندگی اینجهانی بشر مربوط میشود و آن، این است که خدای متعال انسانها را هم هدایت درونی نموده و به یکایک انسانها عقل اعطا کرده تا به وسیلۀ آن کمابیش حقایق را دریابند و خوب و بد را از هم تمیز دهند (بلد: 10) و هم با ارسال پیامبران و انبیای الهی، هدایت بیرونی نموده تا در مواردی که عقل توان درک آنها را ندارد، بشر را هدایت و راهنمایی نمایند که سنت «ارسال رسولان» در این قسمت مطرح میگردد. این سنت هدایت تکوینی و تشریعی خداوند بر اساس آیة 7 سورة رعد از ویژگی دوام و استمرار برخوردار است.
دوم. سنت آزمايش
سنت «آزمایش یا ارزیابی» دومین سنت مهم الهی برای فراهم شدن زمینۀ دستیابی انسان به هدف است. برای اینکه این سنت الهی تحقق یابد، باید زمینة ارتکاب افعال اختیاری و انتخاب راه و روش برای انسانها فراهم گردد و چیزهایی در دسترس آنان ـ اعم از خوشایند و ناخوشایند ـ قرار گیرد تا بهوسیلة آنها آزموده شوند. بر پایۀ این آزمایش، انسانها موظفاند که از بعضی خوشیها صرفنظر کنند و بر برخی از ناخوشیها شکیبایی ورزند. آنان بدینسان آزموده میشوند. از آیة 61 سورة یونس استفاده میشود که این سنت از ویژگی استمرار برخوردار است.
بنابراین، «هدایت» و «آزمایش» دو سنت مهم الهی است که به سبب دو ویژگی «دوام» و «استمرار» بهعنوان مبانی مهم ارزیابی و مدیریت عملکرد سازمانی مطرح میشوند. اگر سازمانی بخواهد به هدف یا اهداف خود برسد باید بر مبنای این دو سنت الهی، عملکرد خود را طوری مدیریت نماید که هم عملکردهای سازمان را بهصورت مستمر ارزیابی نماید و هم در هدایت و راهنمایی کارمندان برای بهبود عملکرد سازمان بکوشد.
سوم. سنت حدود و شعائر الهی
یکی دیگر از سنتهای مهم الهی در زندگی بشر، «حدود الهی» است که خداوند آنها را برای هدایت بشر و جلوگیری از گمراهی بشر تعیین نموده است. حفظ این حدود از مهمترین مبانی مدیریت عملکرد سازمانی است. اگر انسان، چه در بعد فردی و چه در بعد سازمانی بخواهد عملکردی مطلوب داشته باشد، باید این حدود را بهمثابة خط قرمز در رفتار فردی یا سازمانی حفظ نماید. «حدود الهی» همان محدودة حلال و حرامی است که شرع مقدس اسلام مشخص کرده و انسان در هر موقعیتی که باشد، نباید از این محدودة تعیینشده خارج شود. برای نمونه، آیة 229 سورة بقره در پی بیان برخی احکام شرعی که در صدر آیه مطرح شده، میفرماید: «اینها حدود الهی است و نباید از آنها تجاوز کرد و هرکه از آن تجاوز نماید جزو ستمگران است».
رعایت این سنت الهی در مدیریت عملکرد لازم است و عملکردهای سازمان باید در این چارچوب مدیریت گردد.
نمودار 1: شبکة مضامین مبانی دینی ـ اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزههای اسلامی
نتيجهگيری
هدف از این تحقیق بررسی مبانی دینی ـ اعتقادی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام بود که با استفاده از روش «استنباطی ـ تحلیلی» و با در نظر گرفتن سؤالهای تحقیق، با دو شیوة «جستوجوی واژگانی» و سپس «مطالعة مستقیم و ترتیبی» متون منابع منتخب، برای کشف، استنباط، استخراج و گردآوری دادههای تحقیق به این منابع مراجعه شد و در نتیجه، قریب 319 گزارة اسلامی، اعم از آیات و روایات گردآوری و در یک جدول، رمزگذاری شد.
سپس با تفکر در این گزارهها و دقت و مطالعة مکرر رفت و برگشتی در آنها، با کمک تفاسیر و ترجمههای ذیربط، گزارههای اسلامی گردآوری و مفهومگیری شد و سپس مضامین توصیفی از آنها استخراج گردید. بدینسان، 197 مضمون توصیفی یا پایة تحقیق که میتوانست دارای پاسخ به سؤالهای تحقیق باشد، شکل گرفت و در همان جدول گزارههای رمزگذاری شده قرار داده شد و نمونهای از این جدول در ابتدای مقاله درج گردید. برای ادامة تجزیه و تحلیل، این مضامین توصیفی تا رسیدن به مرحلة شکلگیری شبکة مضامین، با تحلیل بیشتر مضامین توصیفی یادشده با روش «تحلیل مضمون» و با پشت سر گذاشتن مراحل دستیابی به مضامین تفسیری با 17 مضمون و مضامین الگویی یا فراگیر با 5 مضمون ادامه یافت و زمینة پاسخ به سؤالات تحقیق فراهم گردید.
بر این اساس، یافتههای پژوهش نشان داد در میان مضامین پنجگانة فراگیر، «ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد و ارزشهای آن» از محوریترین مضامین و بهمثابة مبنای اصلی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر دین اسلام است. اگر چنین ایمانی در کار نباشد و مبانی فکری سیاستگذاران، برنامهریزان و مجریان سازمان بر این اساس شکل نگرفته باشد، مدیریت عملکردی از این منظر در سازمان اتفاق نخواهد افتاد. دلایل عقلی و نقلی این مطلب را تأیید مینماید.
همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که این ایمان و باورهای اینچنینی، بیعلم و معرفت امکانپذیر نیست و باید قبل از ایمان به این گزارهها، نسبت به آنها آگاهی و معرفت وجود داشته باشد. ازاینرو علم و معرفت با دو مؤلفه (ممنوعیت پیروی از غیرعلم و امکان شناخت برای انسان) بهمنزلة شرط یا مقدمة ایمان به دین اسلام با تمام ابعاد آن، بهعنوان مبنای دیگری برای مدیریت عملکرد سازمانی مطرح گردید.
نیز بر اساس همین باورهای دینی، نگاه به هستی از همین منظر با دو مؤلفه (دوبعدی بودن هستی و هدفمند بودن هستی) و «نگاه به انسان از منظر دینی » با پنج مؤلفه (دوبعدی بودن انسان، کرامت انسان، مختار بودن انسان، مسئول بودن انسان و هدفمند بودن انسان) بهمثابة دیگر مبانی برای مدیریت عملکرد سازمانی مطرح شد؛ یعنی مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام، در صورتی اتفاق میافتد که سیاستگذاران و برنامهریزان و مجریان سازمان چنین نگاهی به هستی و انسان داشته و به آن معتقد باشند و عملکرد سازمان را بر اساس این مبانی مدیریت نمایند. در غیر این صورت، مدیریت عملکرد سازمان صبغۀ اسلامی نخواهد داشت.
همچنین بر اساس یافتههای پژوهش، «ایمان به سنتهای الهی» با سه مؤلفه (سنت ارسال رسل، سنت آزمایش و سنت رعایت حدود الهی) بهمنزلة دیگر مبانی دینی و اعتقادی برای مدیریت عملکرد سازمانی از منظر آموزههای اسلامی مطرح گردید؛ یعنی در صورتی مدیریت عملکرد سازمانی از این منظر درست خواهد بود که مبتنیبر این سنتها و ایمان به آنها باشد. در غیر این صورت، مدیریت عملکرد از این منظر در سازمان اتفاق نخواهد افتاد.
با این بیان، ضمن پاسخ به سؤالهای فرعی تحقیق، به سؤال اصلی تحقیق نیز پاسخ داده شد. بنابراین بر اساس یافتههای این پژوهش، مدیریت عملکرد سازمانی از منظر اسلام مبتنیبر 5 مبنای اصلی و 15 مبنای فرعی بهعنوان مبانی دینی ـ اعتقادی ـ و البته بدون ادعای انحصار ـ است.
بر این اساس، پژوهش حاضر با آنچه در پیشینة تحقیق آمده متفاوت است؛ زیرا اولاً موضوع این تحقیق خاص و «مدیریت عملکرد سازمانی» است و موضوع همة تحقیقات پیشین عام است؛ ثانیاً تحقیق بابایی طلاتپه از این نظر که مبانی را از منظر آموزههای اسلامی بررسی نموده و مبانی دینی و اعتقادی مدیریت عملکرد در آن مطرح شده، با این پژوهش مشابه است؛ اما از نظر شیوة بحث، روش تحقیق و مباحث آن، که شامل مبانی اعتقادی و غیر آن میشود، با این پژوهش تفاوت دارد. تحقیق منطقی و شریفی نیز از این نظر که مبانی مدیریت اسلامی را با رویکرد اسلامی مطرح نموده، با این پژوهش مشابه است؛ اما از نظر شیوة بحث و روش تحقیق با این پژوهش تفاوت دارد. تحقیقات عباسزاده و روشن هم از این نظر که با رویکرد اسلامی انجام شده، با این پژوهش مشابه است؛ اما از این حیث که هرکدام فقط به یک مبنای عام پرداخته و نیز از نظر شیوة تحقیق، با این پژوهش متفاوت است. بنابراین پژوهش حاضر نسبت به موضوع خود، در مقایسه با تحقیقات پیشین، کاملتر به نظر میرسد.
- قرآن کریم.
- نهجالبلاغه (1384). ترجمة محمد دشتی. قم: آسیانا.
- ابنأبیجمهور، محمد بن زینالدین (1405ق). عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة. مصحح: مجتبى عراقى. قم: دار سیدالشهداء للنشر.
- ابنحیون، نعمان بن محمد (1385ق). دعائم الإسلام. مصحح: آصف فیضى. قم: مؤسسة آلالبیت(ع).
- بابایی طلاتپه، محمدباقر (1399). مبانی و اصول مدیریت عملکرد از منظر آیات و روایات. تهران: دانشگاه امام حسین(ع).
- جوادی آملی، عبدالله (1387). تفسیر انسان به انسان. قم: اسراء.
- حسنی، سیدحمیدرضا و علیپور، مهدی (1386). روششناسی اجتهاد و اعتبارسنجی معرفتی آن. روششناسی علوم انسانی، 13(50)، ص9ـ42.
- دهخدا، علیاکبر (1342). لغتنامه. تهران: دانشگاه تهران.
- راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1412ق). مفردات الفاظ القرآن. تصحیح: صفوان عدنان داودى. بیروت ـ دمشق: دارالقلم ـ الدارالشامیه.
- رضائیان، علی و گنجعلی، اسدالله (1390). مدیریت عملکرد؛ چیستی، چرایی و چگونگی. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
- روشن، حسن، آقابابایی، صالح و حسینی، سیدهعفت (1401). مبانی ارزششناختی علوم انسانی اسلامی با تأکید بر حوزة دانش مدیریت از منظر علامه مصباح یزدی. اسلام و پژوهشهای مدیریتی، 1(24)، 7-22.
- ساجدی، ابوالفضل و مشکی، مهدی (1387). دین در نگاهی نوین، قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- ساداتینژاد، سیدمهدی (1392). بومیسازی علوم انسانی و ضرورت بازبینی مبانی انسانشناسی. پژوهشهای سیاست اسلامی، 1(1)، 5-36.
- شریفی، احمدحسین (1393). مبانی علوم انسانی اسلامی. تهران: آفتاب.
- شعیری، محمد بن محمد (بیتا). جامع الأخبار. نجف: مطبعه حیدریه.
- طباطبائى، سیدمحمدحسین (1390ق). المیزان فی تفسیر القرآن. لبنان ـ بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
- عباسزاده، مهدی و غفاری، ابوالحسن (1401). علوم انسانی و مبانی معرفتشناختی آن در رویکرد اسلامی. پژوهشهای معرفتشناختی، 11(23)، 45-67
- عبدلی مسینان، مرضیه و شاکری زواردهی، روحالله (1398). بررسی تطبیقی مبانی انسانشناختی علوم انسانی غربی با اسلامی. فلسفة دین، 16(2)، 305-327.
- علیتبار، رمضان (1394). مبانی دینشناختی علوم انسانی اسلامی و برایند روششناختی آن. قبسات، 20(73)، 31-52.
- کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. مصحح: علىاکبر غفارى و محمد آخوندى. تهران: دارالکتب الإسلامیه.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1398). آموزش عقاید 1-3. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
- منطقی، محسن (1397). کاوشی در روش اجتهادی و کاربست آن در مدیریت اسلامی. چشمانداز مدیریت دولتی، 9(35)، ص139ـ157.
- منطقی، محسن (1400الف). درآمدی بر مدیریت اسلامی (مبانی و مسائل). قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و دانشگاه جامع امام حسین(ع).
- منطقی، محسن (1400ب). اعتباریابی و اعتمادسازی در مطالعات اسلامی با تأکید بر دانش مدیریت. تحقیقات بنیادین علوم انسانی، 7(3)، 101- 122.