اسلام و پژوهش های مدیریتی، سال 1404، جلد پانزدهم، شماره اول، پیاپی 30، بهار و تابستان, صفحه‌ها 37-53

    اندیشة تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیه

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ سید محمد مهدی حسینی / دانش‌پژوه کارشناسی ارشد مدیریت تحول، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / mohammadmehdi110110530@gmail.com
    محسن منطقی / استاد مدیریت، گروه مدیریت مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / manteghi@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.22516522.1404.15.1.2.8
    doi10.22034/modiriyati.2026.5002271
    چکیده: 
    فعالیت‌های اجتماعی هدفمند، هنگامی که با تفکر تشکیلاتی و نظم از پیش طراحی‌شده پیش برود، بستر موفقیت بیشتری خواهد داشت. فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی حوزة علمیه نیز در عرصة اندیشة تشکیلاتی می‌تواند سریان بیشتری در جامعه پیدا کند. ازاین‌رو برخی از اندیشمندان حوزه‌ همچون علامه مصباح یزدی کوشیده‌اند اقدامات خود را به‌صورت منظم و سازمان‌دهی‌شده در حوزة علمیه دنبال کنند. این پژوهش با روش کیفی به بررسی نظام فکری و اقدامات عملی علامه مصباح یزدی در حوزة مدیریت تشکیلاتی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که الگوی مدیریتی ایشان بر اصول «تکلیف‌گرایی دینی و مدیریت بر مبنای وظیفة شرعی»، «عقلانیت سیستمی»، «نگاه کل‌نگر به مدیریت با در نظر گرفتن تحول و سیال بودن پدیده‌های انسانی»، «انعطاف‌پذیری سازمانی»، «ترکیب هوشمندانة سنت و نوآوری در مدیریت» و «مسئولیت اجتماعی نهاد دینی» استوار است. مطالعة تطبیقی اقدامات عملی ایشان مؤید آن است که این الگو توانسته میان سنت حوزه و نیازهای مدیریت نوین پیوند برقرار کند. مقالة حاضر تحلیلی از سبک مدیریتی ایشان با استناد به مبانی دینی، به‌عنوان یک نظریة بومی مدیریت اسلامی ارائه داده است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Allamah Misbah-Yazdi's Organizational Thoughts and Its Extension in the Management of the Seminary
    Abstract: 
    Purposeful social activities, when pursued with organizational thought and pre-established order, cultivate a more conducive environment for success. The educational and cultural activities of the seminary (Hawzah 'Ilmiyyah) can also attain greater societal permeation within the domain of organizational thought. Consequently, certain scholars within the seminary, such as Allamah Misbah-Yazdi, have endeavored to conduct their activities in a systematic and organized manner within the seminary context. This research, employing a qualitative method, examines the intellectual framework and practical measures of Allamah Misbah-Yazdi in the field of organizational management. The findings reveal that his managerial model is predicated on the principles of "religious duty-orientation and management based on religious obligation," "systemic rationality," "a holistic view of management considering the evolution and fluidity of human phenomena," "organizational flexibility," "the intelligent combination of tradition and innovation in management," and "the social responsibility of the religious institution." A comparative study of his practical measures corroborates that this model has successfully bridged the traditional seminary ethos and the exigencies of modern management. The present article offers an analysis of his managerial style, substantiated by religious principles, as an indigenous theory of Islamic management.
    References: 
    • Witzel, Morgen (2004). the basics management. Bodmin, Britain: MPG Books Ltd. 
    • Mahapatra, Girija Bhusan (1990). Basic concepts of personnel management. Delhi :CBS PUBLISHERS.
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    حوزة علمیة قم به‌عنوان تشکیلاتی امتدادیافته از مؤلفه‌های دینی به‌عنوان مجموعه‌ای مهم و اثرگذار در نظام اسلامی (جعفری، ۱۳۹۰، ص۳۳)، با عقلانیت دینی حاکم بر عرصة مدیریت، از دیرباز به فعالیت‌های تشکیلاتی گرایش داشته است. همچنین در ظرف اجتماع درصدد تعامل با نهادهای اجتماعی و هدایت آن با خط‌مشی فرانهادی (الهی) دین است. «تشکیلات» پدیده‌ای است آگاهانه و اجتماعی با رویکردی هدفمند و دنباله‌ای از الگوی تعاملی از پیش طراحی‌شده (رابینز، ۱۳۷۹، ص۲۱) و حوزه‌های علمیه نیز به‌عنوان متولی فرانهادی به‌نام دین، به‌دلیل تعامل با نهاد‌های اجتماعی، سازمان‌های مختلف و همچنین آحاد مردم، بی‌نیاز از تشکیلات نیست (مصباح یزدی، ۱۳۹۱ب، ص۳۴۹). 
    در میان برجستگان حوزوی که در زمینة الگوی تعاملی تشکیلات‌ساز نقش مهمی ایفا کرده است، نام علامه مصباح یزدی به‌عنوان حکیمی مجاهد (حسینی خامنه‌ای، ۱۳/۱۰/۱۳۹۹) در جایگاه یک ایدئولوگ دینی، همچون علامه طباطبایی و شهید مطهری (حسینی خامنه‌ای، ۱۳/0۶/۱۳۷۸)، به‌چشم می‌خورد. ایشان ضمن فعالیت تشکیلاتی خویش به طراحی الگویی مبتکرانه متناسب با فعالیت سازمان مدیریت حوزة علمیة قم پرداخت (حسینی خامنه‌ای، ‍0۱/۱۱/۱۳۶۸). 
    با توجه به اهمیت تشکیلات و تحول در حوزة علمیه به‌عنوان نهادی که همواره نقش مهم و تأثیرگذاری در ایجاد و پیشبرد تحولات سیاسی و اجتماعی ایفا کرده (کرم‌الهی، ۱۳۹۳، ص۹۰)، همچنین نقش مؤثر علامه مصباح یزدی در ارائة اندیشة تشکیلاتی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیة قم، پرسش اصلی این پژوهش شناسایی چهارچوب تفکر مدیریتی ایشان در زمینة سازمان‌های حوزوی است. 
    در زمینة اقدامات و مشخصه‌های رفتاری علامه مصباح یزدی به‌طور عام مقالاتی مانند «آموزه‌های مدیریتی در سیرة عملی علامه مصباح یزدی»، نوشتة معصومی و منطقی (1400)، و «مدیران صالح در نظام اداری از منظر علامه مصباح یزدی»، نوشتة محسن منطقی (1400)، به بررسی سیرة عملی مدیریتی و بخشی از دیدگاه‌های سازمانی و مدیریت ایشان پرداخته‌اند؛ اما نگارنده پژوهشی به‌عنوان پیشینة خاص برای شناسایی تفکر تشکیلاتی مرحوم علامه مصباح، که منطبق با روش‌شناسی علمی ایشان باشد، نیافته است. 
    این پژوهش ضمن بررسی زوایای تفکر تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و اقدامات عملی ایشان در عرصة تشکیلاتی، درصدد طرح الگوی عملی و ریشه‌های فکری ایشان در مدیریت حوزة علمیة قم است. 
    مبانی نظری
    پیش از ورود به تحلیل الگوی عملکردی و پیوست اندیشه‌ای علامه مصباح یزدی و تأثیر آن در مدیریت حوزة علمیه، برای روشن شدن زوایای مدیریتی الگو و همچنین تحلیل مدیریتی آن، برخی اصطلاحات کاربردی در پژوهش توضیح داده می‌شود. 
    مدیریت به‌عنوان هنر (ونوس و دانایی‌فرد، ۱۳۷۹، ص۵۰۵) به‌معنای هنر مدیریت انجام دادن کارها با توجه به موقعیت موجود (هینز و کونتز، ۱۳۷۹، ص۱3ـ۱4)، مدیریت به‌عنوان علم به‌معنای دانش انجام دادن کارها با توجه به موقعیت موجود (هینز و کونتز، 1379، ص۱۴) و مدیریت به‌عنوان حرفه و فرایند به‌معنای فرایند طرح‌ریزی و حفظ محیطی است که افراد در سایة همکاری با هم بکوشند تا (با کارایی و بهره‌وری بالا) به هدف مشخصی دست یابند (هینز و کونتز، 1379، ص۳). 
    برخی بدون لحاظ نظام ارزشی، مدیریت را هماهنگی و جهت‌دهی فعالیت‌های خود و دیگران به‌سوی هدف خاص معنا کرده‌اند (Witzel, 2004, p.1). در تعریفی دیگر، مدیریت به‌عنوان یک فراگرد چنین بیان شده است: «فراگرد به‌کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته‌شده است که از طریق برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین‌شده، صورت می‌گیرد» (رضائیان، ۱۳۷۹، ص۸). 
    مدیریت اسلامی در سطح غیر معصوم به‌معنای تدبیر ولایی امور مجموعه‌های منسجم سلسله‌مراتبی برای رسیدن به اهداف مبتنی بر ارزش‌های اسلامی است (کارگروه بنیادین مدیریت اسلامی، ۱۳۹۸، ص۴۸)؛ مدیریت اسلامی در حوزة علم به‌معنای تأثیر ارزش‌های اسلامی بر نظریات مدیریتی، و در حوزة هنر و عمل به‌معنای ایفای نقش مؤثر به‌عنوان حاکم نظری بر روش‌های عملی مدیریت است (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۶۲). البته این ایفای نقش، نه به‌معنای موافقت با تک‌گزارة ارزشی، بلکه به‌معنای ابتنا بر نظام ارزشی اسلامی است (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۶2ـ۲۶9). 
    علامه مصباح یزدی مدیریت را یک علم کاربردی معرفی می‌کند که با بهره‌گیری از داده‌های جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و دیگر علوم مرتبط، مسائل خود را مورد بحث قرار می‌دهد (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۳۶). وی معتقد است که برای نزدیک ساختن مدیریت به مبانی و نظام ارزشی اسلام می‌توان با حرکت از سمت مطالعات استقرایی صرف به‌سمت مطالعات تحلیلی و همچنین نفی انحصار روش‌شناختی تجربی (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۷)، ضمن بهره‌گیری از تجربه در کنار دیگر منابع شناخت، همانند وحی، عقل و نقل (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۷۱)، به‌سمت مدیریت تحلیلی / اسلامی گام نهاد (نادری قمی، ۱۴۰۲، ص۵۹). 
    زمینة فعالیت مدیر، «تشکیلات» (Organization) (پسران قادر و دیگران، ۱۳۸۱، ص۹۳) یا به‌عبارتی‌دیگر «سازمان» است (رابینز و دیگران، ۱۳۷۹ ص۱۶). «سازمان» عبارت است از الگویی از روابط که بدان وسیله، افراد تحت هدایت مدیران درصدد تأمین هدف‌های مشترک برمی‌آیند (استونر و دیگران، ۱۳۷۹، ج۲، ص۵۶۳). «الگو» نیز به‌معنای مجموعة ذهنی یا فکری‌ای است که بیانگر راهی بنیادین از شیوة برداشت و پنداشت از جهان است (ال‌دفت، ۱۳۷۸، ص۲۷). مفهوم «ساختار سازمانی» نیز به‌معنای الگوی برقراری روابط و برقرارکنندة هماهنگی سازمان آمده است (Mahapatra,1990, p.15). 
    پیشینه
    همان‌طورکه در مقدمه نیز ذکر شد، موارد متعددی به بررسی ویژگی‌های فردی، شاخصه‌های اجتماعی و شیوه‌های مدیریتی علامه مصباح یزدی پرداخته‌اند؛ اما آنچه در پژوهش حاضر درصدد تحلیل و بررسی آن هستیم، نوعی بررسی ضابطه‌مند از پایه‌های فکری علامه تا میدان عملیاتی در زمینة فعالیت سازمانی حوزوی ایشان است. آنچه نویسنده در آثار پیشین مشاهده نکرد، نوعی پیوستگی ناظر به روش‌شناسی شخص علامه مصباح یزدی در ارجاع به قرآن و بدیهیات و پیوست آن با عملکرد ایشان است. در جدول زیر به برخی از مقالات که به سبک مدیریتی علامه مصباح یزدی پرداخته‌اند، اشاره می‌شود:

    عنوان    نویسندگان    سال انتشار    هدف    روش    منبع
    آموزه‌های مدیریتی در سیرة عملی علامه مصباح یزدی    علی معصومی و محسن منطقی    ۱۴۰۰    بررسی ابعاد مدیریتی علامه مصباح یزدی    تحلیلی ـ توصیفی    اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، پاییز و زمستان ۱۴۰۰، سال ۱۱، شمارة ۲، پیاپی ۲۳
    پیش‌نیازهای تحقق مدل «مدیریت اسلامی جامع و مبنایی» در حکومت اسلامی بر اساس دیدگاه آیت‌الله مصباح یزدی    محمود مطهری‌نیا    ۱۴۰۲    ارائة مبانی پیش‌نیاز برای تحقق مدیریت اسلامی بر اساس دیدگاه علامه مصباح یزدی    کتابخانه‌ای ـ تطبیقی    حکومت اسلامی، خرداد ۱۴۰۲، دورة ۲۸، شمارة ۱، پیاپی ۱۰۷
    مبانی ارزش‌شناختی علوم انسانی با تأکید بر حوزة دانش مدیریت از منظر علامه مصباح یزدی    حسن روشن‌صالح، آقابابایی و سیده‌عفت حسینی    ۱۴۰۱    واکاوی دیدگاه علامه مصباح یزدی در زمینة مبانی ارزش‌شناختی اسلامی و کاربست آنها در مدیریت    توصیفی ـ تبیینی    اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، بهار و تابستان ۱۴۰۱، سال 12، شمارة ۱، پیاپی ۲۴
    محور تفکر تشکیلاتی حوزة کار تشکیلاتی علامه مصباح یزدی    علی درخشانی    ۱۴۰۲    بررسی نقش علامه مصباح یزدی در حوزة علمیه    توصیفی ـ تحلیلی    فرهنگ پویا، ۱۴۰۲، شمارة ۴۷
    روش تحقیق 
    پژوهش حاضر با تلفیقی از روش تحقیق مطالعاتی ـ کیفی، با بررسی و مطالعة کتب و مصاحبه‌هایی در خصوص مشخصه‌های رفتاری علامه مصباح یزدی، ضمن تمرکز بر فعالیت سازمانی ایشان به تجزیه و تحلیل ویژگی‌های شخصیتی و شاخصه‌های رفتاری ایشان پرداخته است؛ همچنین ضمن مصاحبه با چند تن از اطرافیان علامه که در زمان حیات ایشان در واحدهای سازمانی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ مشغول به فعالیت بوده‌اند، برخی از شاخصه‌های اجرایی از فعالیت‌های ایشان را به‌دست آورده و در تعامل با افراد این سازمان در پی تفسیری بهتر از رویدادهای ارگانی علامه مصباح یزدی برآمده است. 
    با توجه به منابع و امکانات پژوهش، گسترة مصاحبه شامل افرادی از معاونت‌های فعلی و سابق مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ است. جمع‌آوری داده‌های کتابخانه‌ای با استفاده از منابع ذیل انجام شده است: 
    - کتاب‌هایی مانند: زندگی‌نامة حضرت آیت‌الله مصباح، نوشتة محمدتقی اسلامی؛ بر مدار حق، نوشتة احمدحسین شریفی؛ درآمدی بر مدیریت اسلامی و مبانی فلسفی آن از منظر علامه مصباح یزدی، نوشتة محمدمهدی نادری قمی؛ عمار انقلاب: حیات‌نامة فکری و سیاسی علامه محمدتقی مصباح یزدی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ـ۱۳۱۳)، نوشتة سهراب مقدمی شهیدانی؛ و پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی؛ اجلاس‌های حضرت آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی در دانشکدة مدیریت دانشگاه تهران، نوشتة غلامرضا متقی‌فر؛ 
    - نشریات و ویژه‌نامه‌هایی همچون نشریة تخصصی رصد رویدادهای اندیشه‌ای (ویژه‌نامة رحلت علامه مصباح یزدی، شمارة ۱۹ـ۲۰) و فرهنگ پویا (فصلنامة فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، نشریة دانشجویی دفتر ارتباطات فرهنگی / ویژه‌نامة ارتحال حضرت علامه مصباح یزدی، شمارة ۴۵؛ و ویژه‌نامة سومین سال ارتحال حضرت علامه مصباح یزدی، شمارة ۴۷)؛ 
    - سخنرانی‌های ایشان در زمان حیات؛ 
    - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی دربارة ایشان؛ 
    - همچنین ملاحظه در کنگره‌های بین‌المللی و مصاحبه‌های صورت‌گرفتة مرتبط با علامه مصباح یزدی. 
    در این پژوهش با توجه به بررسی داده‌ها از منابع ذکرشده، به بیش از هفتاد ویژگی و شاخصة رفتاری (فردی و تشکیلاتی) علامه مصباح یزدی مرتبط با الگوی مدیریتی ایشان دست یافتیم؛ سپس با تحلیل آنها و آمیختن با ادبیات مدیریتی به‌دنبال طرح الگوی طبقه‌بندی‌شده از فعالیت ایشان بوده‌ایم. داده‌ها مستند به پایگاه‌های اطلاعاتی مکتوب و نشریه‌های معتبر است و مصاحبه‌ها با برخی از معاونت‌های مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ نیز به‌صورت صوتی موجود هستند. 
    یکی از مشکلات در طول این تحقیق، پیوند با مسائل مدیریتی در قالب الگوگیری مدیریتی در ادبیات رایج است؛ زیرا مدیریتی که در پارادایم نفی کلیت و در انحصار روش‌شناسی تجربی شکل گرفته، سپس به نفی الگوی جهان‌شمول دست یافته، متفاوت با مدیریتی است که قائل به ارزش‌های دائمی است (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۸8ـ۲۸9). هرچند با تلاش پژوهشگران متعددی در حوزة مدیریت اسلامی به ادبیات مدیریت بر مبنای اسلام نزدیک شده‌ایم، لیکن وجود گسست میان مبانی و ارزش‌های اسلامی و مبانی ادبیات مدیریتی روز، یکی از مشکلات پژوهش در این زمینه است. 
    روش و سیر پژوهشی در این نوشتار بدین گونه است که ابتدا سیر اندیشة علامه مصباح در علوم انسانی اسلامی را مرور کرده‌ایم (روش ارجاع به بدیهیات و اصول موضوعه در علم)؛ سپس به بررسی کلیات اندیشة ایشان در جهت مدیریت پرداخته و اقدامات اجتماعی ـ سازمانی ایشان را تحلیل کرده‌ایم. در تحلیل این ابداعات سازمانی در تلاش بوده‌ایم منظومة منسجمی که از تفکری فلسفی و قرآنی نشئت گرفته، سپس نیاز‌های اجتماعی را فهم کرده و در مرحلة بعد سبک مدیریت متناسب با ارزش‌ها را ارائه نموده و در آخر به ایجاد ساختار و اقدامات سازمانی دست زده است، به‌طور کامل تحلیل و نمایان شود. 
    1. پیش‌زمینة فکری اقدام تشکیلاتی حوزوی
    در میان علمای بزرگ، عده‌ای به‌سبک انبیا به‌دنبال طراحی ساختار در جهت خدمت به اهدافی متعالی بودند. علامه مصباح یزدی در زمینة ورود به اقدامات مدیریتی در حوزة علمیه همواره به‌سبک ایجاد محور برای فعالیت ساختاری افراد، مقید بودند (درخشانی، ۱۴۰۲، ص۱۲۱). 
     با توجه به بیانات و توصیفات مقام معظم رهبری دربارة ایشان، همچون «استاد فکر» (۰۹/۰۲/۱۴۰۱)، نیاز به واکاوی پیوست دینی و معرفتی فعالیت تشکیلاتی و اقدامات تحولی ایشان در خصوص مدیریت حوزة علمیة قم دوچندان می‌شود که در ضمن دو مؤلفه به آن می‌پردازیم. 
    1ـ1. منشأ معرفتی اندیشة تحول در حوزة علمیة قم 
    طبق سنت‌های الهی، پدیده‌های عالم ماده محکوم به اصل تدریج‌اند. علامه مصباح یزدی این اصل را همگانی دانسته‌اند و برای اثبات آن، به آية شریفة ۱۸۹ سورة اعراف تمسک کرده‌اند: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ». از ابتدای خلقت تا زمان حال، رشد تدریجی شامل همگان بوده است و این نفس واحده یا همان حضرت آدم؟ع؟ نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. علامه مصباح؟رح؟ به‌صورت خاص در باب تدریجی بودن رشد انسان به آية ۷۰ سورة مبارکة نحل اشاره می‌کنند: «وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لَا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ»؛ سپس می‌فرمایند:
    کمالات انسانی و آنچه هر فرد انسان را انسان بالفعل می‌‌کند نیز به‌تدریج پیدا می‌شود؛ بدنش تدریجاً رشد می‌کند؛ قوایش تدریجاً رشد کمّی می‌کند؛ بلکه فهمش بیشتر می‌شود؛ توانایی او بیشتر می‌شود؛ ابتکار و خلاقیت او بیشتر می‌شود و الی آخر. این مراحل سیر تدریجی از بچه‌های یک‌ساله تا سنین بلوغ و کمال انسان، کاملاً مشهود است (مصباح یزدی، 15/04/۱۳۹۹). 
    پس از ادلة نقلی یادشده، که از زبان ایشان تبیین شد، نوبت به دلیل عقلی می‌رسد. مطلب حرکت در عالم ماده و متحرک بودن تمامی شئون آن، نه‌تنها از طریق نقل قابل ارزیابی است، بلکه به‌واسطة عقل نیز اثبات می‌شود. 
    برای اثبات اصل تدریج می‌توان به تقریر سوم ملاصدرا؟رح؟ از حرکت جوهری تمسک جست. علامه مصباح یزدی در بیان تقریر سوم از حرکت جوهری چنین می‌گوید: «هر موجود مادی، زمانمند و دارای بُعد زمانی است و هر موجودی كه دارای بعد زمانی باشد، تدریجی‌الوجود می‌باشد. نتیجه آنكه: وجود جوهر مادی، تدریجی ـ یعنی دارای حركت ـ خواهد بود» (مصباح یزدی، ۱۳۹۱الف، ج۲، ص۳۸8ـ۳۸9). 
    پس از برهان عقلی و دلیل نقلی معتبر (نص) که از راه عقل نیز ضرورتاً ملزم به پذیرش آن هستیم، برای تکمیل سیر اعتبار معرفتی نظریه می‌توان مضمون گزاره‌های یادشده را به بدیهیات اولیه برگرداند. 
     با توجه به حرکت جوهری، برای برگشت این اصل (تدریج) به بدیهیات در دستگاه معرفت‌شناسی در قالب هندسة اقلیدسی (عبودیت، ۱۳۸3، مقدمه)، تطورات اجتماعی به‌عنوان نظریة پایه بیان شد و نقیض آن ثبات شرایط به‌عنوان نظریه‌ای مخالف؛ حال آنکه تغییر دائمی از طریق حرکت جوهری به‌صورت برهانی ثابت است؛ چطور می‌توان نقیض آن را ثابت دانست؟ حال چنانچه بگوییم دو گزارة فوق هم‌زمان دلالت صادق دارند، منجر به تناقض می‌شود. 
    این اصل تدریج، علاوه بر افراد، بر سازمان‌ها و جامعه نیز حاکم است؛ زیرا ضمن شمول عمومیت تدریج نسبت‌به سازمان‌ها، جامعه و سازمان به‌عنوان یک مرکب اعتباری متشکل از اجتماعات انسانی (شریفی، ۱۳۸۷، ص۷۱)، همگام با تحولات و تکامل انسانی نیاز به تغییر دارند. همچنین تکامل انسان تکامل اختیاری است. اگر بخواهیم این تکامل پیدا شود، باید شرایط متضاد رشد کند؛ یعنی هم عوامل فساد بیشتر شود و هم عوامل صلاح؛ هم قوای حیوانی بیشتر ظهور پیدا کند و امکان ارضا داشته باشد و هم قوای انسانی. در این صورت است که اختیار معنای صحیحی پیدا می‌کند و شخص موظف است بین این دو گرایش متضادِ متقابل، یکی را انتخاب کند و آن انتخاب، منشأ کمال او شود. بنابراین به یک معنا وجود اینها دلیل آن است که جامعه کمال پیدا کرده؛ یعنی زمینه برای تکاملات بیشتری فراهم شده است (مصباح یزدی، 15/04/۱۳۹۹). حوزة علمیة قم نیز با توجه به تکامل جامعه و متفاوت شدن نیازهای جامعه، متکفل رشد در ابعادی مانند ابعاد علمی مرتبط با سعادت افراد است تا بتواند به هدایت انسان‌ها و همچنین رفع نیازهای جامعه بپردازد (مصباح یزدی، 15/04/۱۳۹۹). 
    2ـ1. منشأ معرفتی فعالیت در حوزة علمیة قم
    پس از تحلیل دربارة وضعیت حوزه و تبیین نگاه به شرایط مدیریت حوزة علمیة قم و لزوم طرح تخصص برای رفع نیازهای مردم، یکی از زوایای مورد توجه در اندیشة علامه مصباح، نحوة نگاه به فعالیت در عرصة مدیریت حوزة علمیة قم است. حوزة علمیة قم به‌عنوان یک سازمان، از حیث جایگاه به‌دلیل مرکزیت ارائة خدمات برای دین خدا و جامعه، در زمینه‌های اخلاقی، اعتقادی و فقهی مصداق بارز الزام به شکرگذاری را دربرمی‌گیرد (مصباح یزدی، 15/04/۱۳۹۹). 
    همچنین ایشان معتقدند که این شکر منعم نیز در حیثیت حکمی، جنبة وجوب پیدا می‌کند: «علمای علم كلام می‌‌گویند: عقلاً واجب است انسان دربارة معرفت خدا تحقیق كند. دلیل وجوبش چیست؟ دو دلیل می‌‌آورند: یكی خوف ضرر محتمل؛ یكی هم وجوب شكر منعم» (مصباح یزدی، 14/07/۱۳۸۶، راز و نیاز). دربارة چگونگی این شکر نیز می‌فرمایند: شکر برخلاف حمد و ستایش که برآمده از احساس است، نوعی عکس‌العمل است و بنابراین از سنخ عمل به‌شمار می‌رود (مصباح یزدی 03/04/1401). در باب عمل یا عکس‌العمل نیز دو صورت فردی و تشکیلاتی متصور است. علامه مصباح یزدی دراین‌باره معتقدند: «کارهای اجتماعی با فعالیت‌های فردی به‌ثمر نمی‌رسد و حتی اگر فرد موفق هم بشود، دارای اثر محدود بوده و در حد خود آن فرد است» (مصباح یزدی، 17/10/۱۳۹۴). 
    ایشان ضمن آسیب‌شناسی مدیریت حوزة علمیة قم در باب فعالیت تشکیلاتی، اعتقاد دارند: 
    با جست‌وجو در تاریخ می‌توان فهمید که حکومت انبیا و حضرت علی؟ع؟ نیز بر اساس تشکیلات خاصی بوده است؛ اما کم‌کم و مخصوصاً از زمانی که به‌خاطر گرایش‌های سکولاریسمی، دین از جامعه کنار زده شده، کارهای تشکیلاتی در بین علما نیز کم‌رنگ شد. هرچند مرجعیت به‌عنوان نوعی تشکیلات باقی ماند، اما بقیة آنها منحل شد و متأسفانه فقدان کار تشکیلاتی در بین برخی علمای امروز نیز به‌تبعیت از گذشتگانشان به‌چشم می‌خورد (مصباح یزدی، 17/10/۱۳۹۴). 
    مقام معظم رهبری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نیز در باب اهمیت کار تشکیلاتی چنین فرموده‌اند: «هیچ کاری بدون تشکیلات پیش نمی‌رود و انقلاب اسلامی نیز بدون تشکیلات موفق نمی‌شد» (حسینی خامنه‌ای، ۲۷/۱۱/۱۳۶۰). 
    با توجه به بیانات یادشده می‌توان ابتنای عمل تشکیلاتی علامه مصباح یزدی در مدیریت حوزة علمیة قم را بر مبانی دینی و فلسفی ذیل دانست: 
    نگرش توحیدی و شکرمحور به پدیده‌های عالم، که در قاعده‌های بیان‌شده در کلمات ایشان، مانند شکر منعم، نمایان است؛ 
    اعتقاد به لزوم شکر عملی؛ 
    آگاهی بر تأثیر فعالیت اجتماعی و اعتقاد به لزوم آن در فعالیت‌های اجتماعی؛ 
    تبیین و شناسایی رابطة سازمان حوزة علمیة قم با وجود مقدس باری تعالی؛ 
    اصل تدریج و ابتنای آن بر مبانی معرفتی فلسفی؛ 
    امتداد اصل تدریج در تفکر تشکیلاتی؛ 
    پیوست نظری حوزة معرفت‌شناسی اعتقادات ایشان در حوزة مدنظر با مبانی دینی و همچنین بدیهیات فلسفی. 
    2. الگوی عملی امتداد مبانی در ساختار سازمانی 
    امروزه دخالت ارزش‌ها و ابتنای مدیریت بر نظام ارزشی، جزء یکی از مفروضات علم مدیریت به‌شمار می‌آید (رضائیان، ۱۳۷۹، ص۸). نظام ارزشی مبتنی بر انحصارگرایی روش تجربی چیزی جز ارزش متغیر را به‌دنبال ندارد؛ اما پذیرفتن اسلام به‌عنوان یک نظام ارزشی به‌منزلة پذیرفتن ارزش‌های ثابت ممتد در عرصة جامعه و سازمان است (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۸۸ـ۲۸۹). علامه مصباح یزدی به‌عنوان الگوی علمی و عملی در اسلامی‌سازی علوم انسانی (شریفی، ۱۴۰۰، ص۱۵۷)، به ساختار حوزه و اکتفای آن به سبک سنتی انتقاد داشتند؛ لیکن با توجه به قداست این جایگاه (مازندرانی، ۱۳۹۳، ص۳1ـ۳2)، همواره در پی فعالیت تشکیلاتی اصلاحی در عرصة حوزه بوده‌اند. 
    الگودهی به روابط در ساختار سازمانی (فرهنگی و اصغرزاده، ۱۳۹۰، ص۲۷۲) (همان الگوی ویژة روابطی که مدیران به‌وجود می‌آورند / استونر و دیگران، ۱۳۷۹، ص۵۳۷)، یکی از مؤثرترین نقش‌های نخبگان جامعة حوزوی به‌شمار می‌آید. نمود این نقش و ذکر نمونه‌ای از کارکرد اجتماعی آن، در مقدمة اساسنامة شورای عالی حوزه‌های علمیه نیز به‌چشم می‌خورد: 
    این حوزه‌ها همیشه کعبة آمال مشتاقان معارف دینی و چشمه‌های جوشانی برای تشنگان حقیقت و پویندگان راه خدا بوده است و ازآنجاکه حوزه‌های علمیه همیشه در کنار مردم، بلکه در دل مردم جای داشته‌‌اند، در طول تاریخ علاوه بر خدمات گذشته، انگیزة نیرومندی برای حرکت‌های مردمی در برابر فشارهای سیاسی و مظالم اجتماعی بوده‌اند. یک نمونة بارز آن، انقلاب شکوهمند اسلامی است که به‌وسیلة مرجعی بزرگ، یعنی امام راحل ـ قدس ‌سره ـ به‌وجود آمد و سهم مراجع دیگر و علما و خطبای برخاسته از حوزه‌ها را در به‌ثمر رسیدن این انقلاب نمی‌توان فراموش کرد (مقدمة اساسنامة شورای عالی حوزة علمیه). 
    الگودهی به عمل در جهت پیمودن مسیر الهی، در سیرة نبوی به‌عنوان نمادی دینی شناخته می‌شود (حسینی خامنه‌ای، ۲۹/۰۴/۱۳۸۸). نایب‌رئیس جامعة مدرسین در خصوص تبیین نقش علامه مصباح یزدی در ایجاد الگوی مدیریتی مؤثر برای حوزة علمیة قم، ضمن معرفی ایشان به‌عنوان فرمانده جنگ نرم در کنار حاج‌قاسم سلیمانی به‌عنوان فرمانده جنگ سخت، ثمرة فعالیت ایشان را نشانگر الگوی موفق به حوزویان معرفی می‌کنند (حسینی بوشهری، 14/10/۱۴۰۲). 
    طبق نظر پژوهشگران مدیریتی الگودهی، ایجاد ساختار یا تغییر در ساختار سازمانی، مبتنی بر نظریة «سازمان» (شیوة اندیشیدن دربارة سازمان) شکل می‌پذیرد و الگوی رفتاری مدیر که شکل‌دهندة ساختار سازمانی است، به‌عنوان تعریف نظریة سازمان شمرده شده است (فرهنگی و اصغرزاده، ۱۳۹۰، ص۲۷۲). این شیوه، که مجموعه‌ای است از دانش‌های مربوط به رفتار سازمانی به‌عنوان دانشی در حوزة علوم انسانی، به‌علت موضوع قرار دادن رفتار انسان به‌مثابة موجودی مختار، همچنین مرتبط با طرح‌ریزی سازمانی و ایجاد یا تغییر ساختار سازمانی (فرهنگی و اصغرزاده، ۱۳۹۰، ص۲۷۳) که موجب طراحی محیط هدایت‌کنندة رفتار می‌شود، در منظومة فکری علامه مصباح یزدی با اسلام مرتبط می‌شود. ایشان معتقدند که از منظر اسلام، ارزش‌های خاصی معتبرند و محور این ارزش‌ها نیز افعال اختیاری انسان است (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۱۵۳). 
    مدیریت متضمن توصیه‌هایی هنجاری است که بر طبق مبانی و دستگاه‌های ارزشی متفاوت، رویکردهای مختلفی پیدا می‌کند (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۲۴). علامه مصباح این ارزش‌ها را منظومة منسجمی می‌داند که نظامی را تشکیل می‌دهند. البته برخلاف مطلوب در روش‌شناسی تجربی، تنها زمانی می‌توان ادعا کرد اسلام نظام ارزشی دارد که به‌عنوان پیش‌فرض بپذیریم ارزش‌های اسلامی تغییرناپذیرند (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۸۸ـ۲۸۹). ایشان ضمن اینکه استفاده از تجربیات دیگران را مطلوب می‌دانند، با وحدت روش‌شناسی تجربی مخالفت می‌کنند (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۴) و ضمن اظهار لزوم پرداختن به انسان‌شناسی و ابعاد آن (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۳۹ـ۴۰)، پرداختن به ارزش‌ها به‌عنوان کنترل‌کنندة درونی را بهترین شیوة کنترل انسانی در حیطة مدیریت می‌دانند (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۱۸ـ۱۹). 
    علامه مصباح یزدی هدف اقتصادی به‌عنوان هدف نهایی را با کرامت انسانی سازگار نمی‌دانند؛ بلکه تکامل روحی را بر آن ترجیح می‌دهند؛ همچنین نه‌تنها هدف محیط کار خود، بلکه منافع انسانیت و جامعه را نیز در هزینه ـ فایدة سازمان، و خط‌مشی آن را نه‌تنها مؤثر، بلکه حاکم می‌دانند (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۲۶). ایشان هدف نهایی سازمان و وظیفة مدیر را قرب الهی عنوان می‌کنند (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۲۷۲). بدین ترتیب، نظریة سازمانی و همچنین لازمه‌های ایده‌پردازی در راستای تشکیلات را از نظر ایشان می‌توان در شاخصه‌های ذیل عنوان کرد: 
    تعریف فرایند تأثیر ارزش‌های اسلامی مبتنی بر حقایق نفس‌الامری و امتداد آن در سازمان (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۸۷ـ۲۹۱)؛ 
    طرح قرب الهی به‌عنوان هدف نهایی سازمان (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۸۷ـ۲۹۱)؛ 
    پرداختن به ابعاد انسان و اعتقاد به رابطة آن با مدیریت اسلامی. نظام ارزشی اسلام بر حقایق نفس‌الامری و امور واقعی مبتنی است و باید دلیل آن را در انسان‌شناسی جست‌وجو کرد؛ چون اخلاق و ارزش، مربوط به انسان و ناشی از رفتار اویند؛ لذا باید انسان را شناخت (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛ 
    پیش‌فرض دانستن فهم دیدگاه اسلام دربارة هستی انسان و ارزش برای نظریه‌پردازی سازمانی و ساختار تشکیلاتی (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛ 
    طرح انگیزش مطابق با ابعاد وجودی انسان و ارزش‌های دینی (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛
    عدم بهره‌کشی از نیرو در سازمان (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛ 
    عدم ابتنای سازمان و فعالیت سازمانی بر نفع شخصی یا سازمانی و در تقابل با مصالح جامعه (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛ 
    در نظر داشتن عامل دوراندیشی و مصالح آینده (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛
    حاکمیت ارزش‌ها بر کمیت و کیفیت در تولید (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰)؛ 
    بهره‌مندی مدیران از اطلاعات تخصصی مربوط به حیطة کاری و اطلاعات مرتبط با بینش‌ها و ارزش‌ها در کنار یکدیگر (متقی‌فر، ۱۳۹۱، ص۲۹۰). 
    با توجه به جایگاه علامه مصباح یزدی به‌عنوان مدیر یکی از تشکل‌های حوزوی می‌توان امتداد این نظریة سازمان را در ساختار سازمانی مؤسساتی که تحت اشراف ایشان تأسیس شده‌اند، مشاهده کرد. پیوست امتداد این اندیشه در ساختار سازمانی، در بیانات مقام معظم رهبری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مشهود است: 
    ایشان در مقام توصیف شخصیت علامه مصباح یزدی از عناوینی همچون «استاد فکر» استفاده کرده‌اند (حسینی خامنه‌ای، ۰۹/۰۲/۱۴۰۱). 
    معظم‌له زنده داشتن جهت‌گیری و راه ایشان را از واجبات حوزه و روحانیت می‌دانستند (حسینی خامنه‌ای، ۰۵/۱۰/۱۴۰۱)؛ 
    همچنین مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ را که به‌دست ایشان تأسیس شده است، الگوی تلاش علمی و اخلاقی برای حوزة علمیه معرفی می‌کنند (حسینی خامنه‌ای، ۰۳/۰۸/۱۳۸۹). مدیر پیشین دفتر طرح و برنامة مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ در امتداد وظیفه‌مداری تشکیلاتی ایشان گفته است: 
    برای بسیاری از مدیران، حفظ و بقای سازمان تحت مدیریت، یک هدف اصلی و غیرقابل مناقشه و بحث است و اساساً نمی‌توانند به این مطلب بیندیشند که شاید لازم باشد سازمان تحت مدیریت را تعطیل کنند؛ اما استاد مصباح همواره تأکید می‌کردند که باید دید وظیفه چیست. اگر دیدیم وظیفه نداریم، کار را تعطیل می‌کنیم و می‌رویم (جعفری، ۱۳۹۹، ص۱۵۷). 
    علاوه بر این مطلب، پایبندی به اصول و روش‌ها و رد طرح و برنامة مخالف با اصول و ارزش‌های اسلام را نیز از شاخصه‌های سازمانی ایشان برشمرده‌اند (جعفری، ۱۳۹۹، ص۱۵۷). درهمین‌باره، معاون پیشین اداری و مالی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ چنین بیان می‌کند: 
    در زمانی که تعدیل نیرو به‌صورت همه‌گیر در سازمان‌های مشابه ابلاغ شد و جامعة سازمانی با یک بحران در این زمینه مواجه شد، ایشان این امر را مخالف اصول اسلامی می‌دانستند و معتقد بودند که در شرایط فعلی، نیرو اگر اخراج شود، جای دیگری کار مناسب پیدا نمی‌کند؛ خانوادة او ضربه می‌خورند و همچنین ممکن است به‌علت فشار اقتصادی، نسبت‌به نظام نیز معترض و یا رنجور بشوند. هرچند در آن دوره از حیث بودجه به مشکل برخوردیم، اما وی معتقد بود که تکلیف مشخص است و حتی اگر بودجه‌مان را قطع می‌کنند، ما به تکلیفمان عمل می‌کنیم، که البته پس از گذشت مقطعی، این مشکل حل شد و بحمدالله مشکل بودجه رفع شد (درودی، ۱۴۰۳، مصاحبة شفاهی). 
    آنچه از شواهد برمی‌آید، امتداد گزاره‌های معرفتی از اندیشة علامه مصباح؟رح؟ تا عملکرد ایشان است. گزاره‌هایی مانند: 
    منشأ حقیقی برای حقوق و خاستگاه: 
    حق این است که اصول اخلاقی و حقوقی مبیّن رابطة سبب و مسببی بین افعال اختیاری انسان و هدف‌های مطلوب در اخلاق و حقوق است که مانند دیگر رابطه‌های علّی، امری واقعی و نفس‌الامری است و باید کشف شود؛ نه اینکه به‌وسیلة انشاء، اعتبار گردد. ملاک صدق و کذب چنین قضایایی، موافقت و مخالفت آنها با آن روابط واقعی و مصالح نفس‌الامری است (مصباح یزدی، ۱۳۹۱ج، ج1، ص۲۵۵). 
    حق تکوینی کرامت انسان: در قرآن کریم نیز به این حق تصریح شده است: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» (اسراء: ۷۰). مقصود از این کرامت، کرامت ذاتی است. کرامت ذاتی به آن نوع شرافت و حیثیتی گفته می‌شود که تمام انسان‌ها به‌جهت استقلال ذاتی، توانایی اخلاقی و وجهه و نفخة الهی‌شان، به‌طور فطری و یکسان از آن برخوردارند (رحیمی‌نژاد، ۱۳۹۰، ص۱۱۶). 
    لزوم امتداد تکلیف‌مداری در سازمان: ازآنجاکه رفتار اختیاری، نه‌تنها در سازمان منفک نشده است، بلکه پایة تشکیل آن نیز به‌شمار می‌آيد و انسان در خصوص اعمال خویش دارای حقوق و تکالیفی است، پس دایرة حق و تکلیف شامل عرصة سازمانی نیز می‌شود. 
    امتداد حاکمیت ارزش بر کمیت و کیفیت در تولید: حوزة فعالیت علامه مصباح، خدمات آموزشی و پژوهشی است؛ لیکن با توجه به رابطة درهم‌تنیدة چابک‌سازی و بهره‌وری، و تعارض آن با تکلیف‌گرایی، ایشان در یک جایگاه حقوقی، تکلیف‌محوری را انتخاب کردند. 
    انتخاب مصالح جامعه و نظام اسلامی و ترجیح آنها بر مصالح سازمانی: با اینکه تعدیل نیرو از هزینه‌های تشکیلات می‌کاهد و می‌تواند موجب بهره‌وری شود، ایشان با لحاظ مصالح اجتماعی دست به انتخابی می‌زند که در تعارض با منافع مادی سازمان است. 
    3. سیر اقدامات اجتماعی و تأسیس ساختارهای حوزوی 
    علامه مصباح یزدی به‌عنوان شخصیتی ژرف‌نگر، اندیشه‌های نظری اسلام ناب را در عرصة علم به‌انجام رسانید. همچنین ایشان با نگاهی نظام‌مند به اسلام و لوازم اجتماعی آن به‌عنوان الگوی تشکیلاتی در زمینة کادر‌سازی، به تأسیس تشکیلات در عرصة نهاد‌های علمی، از جمله حوزة علمیة قم، پرداختند (درخشانی، ۱۴۰۲). لذا از باب اهمیت این سیر در الگوی تشکیلاتی حوزة علمیه برای مدیریت حوزة علمیة قم، سیر اقدامات اجتماعی و تأسیس ساختاری ایشان ذکر می‌شود: 
    حضور در درس آیت‌الله بروجردی؟رح؟ و شدت گرفتن انگیزه‌های تحول‌خواهی حوزوی (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۱۱۷)؛ 
    نامه به آیت‌الله بروجردى؟رح؟ و درخواست برگزارى درس اخلاق (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛
    نگارش اولین بیانیة حوزوی بعد از ارتحال آیت‌الله بروجردی (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۱۳۱). 
    تدوین اساسنامة اولین تشکل روحانیت (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۲۰۴)؛ 
    همفکری با شهید بهشتی؟رح؟ در زمینة کلاس ویژة طلاب (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۱۳۱)؛
    تأسیس گروه ولایت به‌همراه شهید بهشتی؟رح؟ و فعالیت در سمت دبیری گروه (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۱۵۶)؛ 
    فعالیت در تشکل‌های سرّی حوزوی پیش از تأسیس جامعة مدرسین (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۲۱۹)؛ 
    اهتمام به نظم تشکیلاتی و تعیین جریمة تأخیر (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص219)؛ 
    فعالیت در مدرسة حقانی (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۱۴۳)؛ 
    موضع‌گیری در مقابل انحرافات دینی مانند انجمن حجتیه (مقدمی شهیدانی، ۱۴۰۱، ص۵۸۵ـ۶۰۱)؛ 
    تأسیس بخش آموزش مؤسسة «در راه حق» و توسعة آن (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛ 
    تربیت و اعزام مبلغ در بدو پیروزى انقلاب (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛ 
    تأسیس دفتر همكارى حوزه و دانشگاه (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛ 
    تأسیس بنیاد فرهنگى باقرالعلوم؟رح؟ (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛ 
    تأسیس مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى؟رح؟ (اسلامی، ۱۳۸۲، ص۲۵۶)؛ 
    تأسیس دوره‌های آموزش آزاد طرح ولایت (تاریخچة طرح ولایت)؛ 
    تأسیس مركز تربیت مربی اخلاق (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی)؛ 
    تأسیس مدرسة علمیة رشد (خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی). 
    نتیجه‌گیری
    این پژوهش نشان داد که حوزة علمیه بعد از زعامت حضرت آیت‌الله شیخ‌عبدالکریم حائری و در ادامه، زعامت حضرت آیت‌الله سیدحسین بروجردی، توانست تفکر نواندیشانه را در حوزة علمیه پرورش دهد؛ به‌گونه‌ای‌که تحولات مهمی در حوزة علمیة قم رقم خورد که مشابه آن را نمی‌توان در حوزه‌های دیگر مشاهده کرد. مرحوم علامه مصباح یزدی یکی از پرورش‌یافتگان این حوزه است که ایده‌پردازی در زمینة کار تشکیلاتی را با دقت در حوزه پیگیری کرد. نگاه ایشان به دانش مدیریت یک نگرش برخاسته از بنیان‌های دینی است. ایشان، برخلاف رویکردهای متعارف مدیریتی که غالباً تحت تأثیر مکاتب غربی یا سکولار شکل گرفته‌اند، پایبندی عمیق و نظام‌مند به ارزش‌های دینی را سنگ بنای نگرش خود و جهت‌دهندة اصلی الگوی مدیریتی خویش قرار داده‌اند. بر همین اساس، تشکیلات آموزشی و پژوهشی تأسیس‌شده به‌وسیلة ایشان در حوزه، در چنین فضای فکری‌ای فعالیت می‌کردند. شواهد متقن مقاله حاکی از آن است که ایشان نه‌تنها در سطح نظریه، بلکه در عرصة عمل نیز این وفاداری به مبانی اسلامی را به نمایش گذاشتند. 

    References: 
    • قرآن کریم. 
    • اساسنامة شورای عالی حوزه‌های علمیه (23/08/1375). پایگاه اطلاع‌رسانی شورای عالی حوزه‌های علمیه. به‌نشانی:
    •  https://www.schowzeh.ir/fa/law/22.
    • استونر، جیمز؛ فری‌من، ادوارد و گیلبرت، دانیل (۱۳۷۹). مدیریت، سازمان‌دهی، رهبری، کنترل. ترجمة علی پارساییان و سیدمحمد اعرابی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی. 
    • اسلامی، محمدتقی (۱۳۸۲). زندگی‌نامة حضرت آیت‌الله مصباح. قم: پرتو ولایت. 
    • ال‌دفت، ریچارد (۱۳۷۸). مبانی تئوری و طراحی سازمان. ترجمة علی پارسیان و محمد اعرابی. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی. 
    • جعفری، محمدحسن (۱۳۹۰). جایگاه حوزة علمیه در سیاست‌گذاری فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران. اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، ۱(۱)، ۳۳ـ۵۰. 
    • جعفری، محمدحسن (۱۳۹۹). برنامه‌ریزی در سیرة آیت‌الله مصباح یزدی. فرهنگ پویا، (۴۵)، ۱۵۶ـ۱۵۷.
    • حسینی بوشهری (۱۴/۱۰/۱۴۰۲). سخنرانی به‌مناسبت آیین نکوداشت فقیه و حکیم مجاهد، مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی. به‌نشانی: https://eitaa.com/mesbahyazdi_ir
    • حسینی خامنه‌ای، سیدعلی. بیانات مقام معظم رهبری. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای. به‌نشانی:
    •  https://farsi.khamenei.ir.
    • خلاصة زندگی‌نامة علامه مصباح یزدی. پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی. به‌نشانی:
    •  https://mesbahyazdi.ir/node/8094.
    • درخشانی، علی (۱۴۰۲). محور تفکر تشکیلاتی حوزه؛ کار تشکیلاتی علامه مصباح یزدی. فرهنگ پویا، (۴۷). 
    • رابینز، استیفن (۱۳۷۹). تئوری سازمان. ترجمة سیدمهدی الوانی و حسن دانایی‌فرد. تهران: صفار. 
    • رابینز، استیفن؛ دیوید، ‌ای. و سنتزو، دی. (۱۳۷۹). مبانی مدیریت. ترجمة سیدمحمد اعرابی، حمید رفیعی و بهروز اسراری ارشاد. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی. 
    • رضائیان، علی (۱۳۷۹). مبانی سازمان و مدیریت. تهران: سمت. 
    • شریفی،‌ احمدحسین (۱۳۸۷). نقد و بررسی مکاتب اخلاقی. قم: مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی؟رح؟.
    • شریفی، احمدحسین (۱۴۰۰). بر مدار حق؛ توصیفی از سلوک علمی و عملی علامه مصباح یزدی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟. 
    • عبودیت، عبدالرسول (۱۳۸۳). اثبات خدا به روش اصل موضوعی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟. 
    • فرهنگی، علی‌اکبر و اصغرزاده، حسین (۱۳۹۰). فرهنگ جامع مدیریت. تهران: برایند پویش. 
    • کرم‌الهی، نعمت‌الله (۱۳۹۳). حوزة علمیه، نظام اسلامی و حضور روحانیت در عرصة سیاست. معرفت سیاسی، ۶(۲)، ۸۹ـ۱۰۲.  
    • رحیمی‌نژاد، اسماعیل (۱۳۹۰). نگرش اسلامی به کرامت انسانی. معرفت حقوقی، ۱(۲)، ۱۱۳ـ۱۲۶.  
    • مازندرانی، هادی (۱۳۹۳). روحانیت اصیل؛ وظایف، بایسته‌ها و آسیب‌ها از دیدگاه آیت‌االله مصباح. فرهنگ پویا، (۲6ـ۲7)، ۳۰ـ۴۲. 
    • متقی‌فر، غلامرضا (۱۳۹۱). پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی، قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى. 
    • مصباح یزدی، محمدتقی. سخنرانی‌ها. پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی. به‌نشانی:
    •  https://mesbahyazdi.ir.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (۱۳۹۱الف). آموزش فلسفه. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى. 
    • مصباح یزدى، محمدتقى (۱۳۹۱ب). جامعه و تاریخ از نگاه قرآن. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى. 
    • مصباح یزدى، محمدتقى (۱۳۹۱ج). نظریة حقوقى اسلام. تحقیق و نگارش: محمدمهدى نادرى قمى و محمدمهدى کریمى‌نیا. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى. 
    • مصباح یزدی، محمدتقی (03/04/1401). تفاوت حمد و شکر چیست. خبرگزاری مهر. به‌نشانی:
    •  www.mehrnews.com/news/5495936.
    • مقدمی شهیدانی، سهراب (۱۴۰۱). عمار انقلاب: حیات‌نامة فکری و سیاسی علامه محمدتقی مصباح یزدی از تولد تا پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷ـ۱۳۱۳). تهران: بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامة انقلاب اسلامی. 
    • نادری قمی، محمدمهدی (۱۴۰۲). درآمدی بر مدیریت اسلامی و مبانی فلسفی آن از منظر علامه مصباح یزدی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی. 
    • کارگروه بنیادین مدیریت اسلامی (۱۳۹۸). نقشة جامع مدیریت اسلامی همراه با نقد استادان مدیریت و علوم انسانی (نجما). قم: دانشگاه قم.
    • پسران قادر،‌ مجید؛ جباری، علیرضا و کحالزاده، عباس (‌۱۳۸۱). واژه‌نامة جامع مدیریت.تهران: ترمه.
    • ونوس، داور و دانایی‌فرد، حسن (۱۳۷۹). فرهنگ جامع مدیریت. تهران: هومن ـ صفار. 
    • هینز، وی‌ریچ و کونتز، هرولد (۱۳۷۹). مدیریت. ترجمة علی پارسائیان. تهران: ترمه. 
    • تاریخچة طرح ولایت؛ همزة وصل. به‌نشانی: http://hamzevasl.ir/TarikhcheTarheVelayat.php.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی، سید محمد مهدی، منطقی، محسن. (1404) اندیشة تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیه . دو فصلنامه اسلام و پژوهش های مدیریتی، 15(1)، 37-53 https://doi.org/10.22034/modiriyati.2026.5002271.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سید محمد مهدی حسینی؛ محسن منطقی."اندیشة تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیه ". دو فصلنامه اسلام و پژوهش های مدیریتی، 15، 1، 1404، 37-53

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی، سید محمد مهدی، منطقی، محسن.(1404) 'اندیشة تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیه '، دو فصلنامه اسلام و پژوهش های مدیریتی، 15(1), pp. 37-53

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی، سید محمد مهدی، منطقی، محسن. اندیشة تشکیلاتی علامه مصباح یزدی و امتداد آن در مدیریت حوزة علمیه . اسلام و پژوهش های مدیریتی، 15, 1404؛ 15(1): 37-53