اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، سال دوم، شماره اول، پیاپی 4، بهار 1391، صفحات 19-33

    درآمدی بر اسلام و آینده‌پژوهی

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    نویسندگان:
    محسن منطقی / استادیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) / manteghi@qabas.net
    چکیده: 
    پیش بینی آینده یکی از دغدغه های همیشگی بشر بوده است. امروزه با پیشرفت دانش، ترکیب علوم گوناگون این امکان را به بشر داده است که با استفاده از دانش، مسیر زندگی آینده را طراحی کند. شریعت مقدّس اسلام با بهره مندی از منابع غنی، می تواند شیوه ها و منابع آینده پژوهی را غنا ببخشد. دانشمندان مسلمان با تأمّل در موضوعات مرتبط با آینده پژوهی، مانند زندگی جاودان اخروی، عصر ظهور، قضا و قدر، و پیش بینی های بیان شده در روایات دینی، فصل جدیدی در این دانش ایجاد کرده اند.    تبیین آینده‌ی انسان در امتداد زندگی جاودان اخری، از تفاوت های اساسی بین آینده پژوهی اسلامی با آینده پژوهی های متداول است. تبیین تفاوت های آینده پژوهی طراحی شده به وسیله‌ی بشر، با آینده‌ی قطعی وعده داده شده‌ی عصر ظهور از مهم ترین تلاش های علمی دانشمندان این حوزه است. تعمیق تفکر آینده پژوهی نیازمند تبیین رابطه با موضوع «قضا و قدر» است؛ به گونه ای که انسان نقش خود را در تدوین قضا و قدر الهی بداند. همچنین یکی از مسائل مطرح در منابع اسلامی، روایات معتبری است که بخشی از آینده را برای بشر پیش بینی کرده است. این روایات سختی پیش بینی آینده را از دوش بشر برداشته، اما اقدام ها و طرح ریزی برای آینده را بر دوش او نهاده است. آمادگی حوزه های علمیه برای تأمّل در این عرصه ، بستر مناسبی برای تحوّلات در پیش رو فراهم خواهد کرد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Prelude to Islam and Futurology
    Abstract: 
    Prediction of the future has always been one of the man's concerns. Nowadays, scientific progress and combination of different sciences has enabled man through these sciences to find the path to his future life. The sacred Islamic law with its valuable sources are rich with methods and sources of futurology. Muslim scholars introduce a new chapter of this discipline by contemplating on the issues on Future Study such as the eternal life in the hereafter, the period of appearance of Imam Mahdi, decree and destiny and predictions to which religious traditions have referred. Among the main differences between Islamic future studies and the common futurology is the emphasis of Islam on man's future in line with the eternal life in the hereafter. One of the most important scientific endeavors of futurology is elucidating the differences between futurology proposed by man and the definite promise of appearance period. Deepening the idea of futurology demands explaining its relationship with decree and destiny, which helps to understand his role in formulating divine decree and destiny. Furthermore, there are several authentic traditions in Islamic sources which predict for man part of the future. These traditions have eased off for man the difficulty of prediction, placing the responsibility of taking measures and designing future programs on his shoulder. Seminaries' readiness to contemplate on these fields contributes to the future changes.
    References: 
    متن کامل مقاله: 


    مقدّمه
    نگراني انسان از مواجه شدن با آيندة نامعلوم و مبهم، اشتياقي ديرينه براي درنورديدن زمان در انسان‌ها به وجود آورده است. به همين دليل، انسان‌ها از ديرباز علاقه‌مند بوده‌اند نسبت به آينده، اطلاع داشته باشند. از اين رو، به تناسب ظرفيت و توانايي خود، ابزارهاي متداول در هر عصر براي پيش‌بيني آينده به كار گرفته شده است. كساني كه ادعاي چنين توانايي‌هايي داشته‌اند هميشه محل توجه اقشار گوناگون بوده‌اند. زماني ساحران و جادوگران، زماني ديگر منجّمان و ستاره‌شناسان، در برهه‌اي ديگر خواب‌گذاران و معبّران، و در وقت ديگر مدّعيان عرفان و پيش‌گويان، هر يك با شگردهاي خود بر عقلانيت و تفكر جامعه حكومت ‌كرده و از قرب و منزلتي خاص برخوردار بوده‌اند.
    اما امروزه با پيشرفت علم و افزايش سطح آگاهي‌هاي عمومي، از يك سو، و پيچيدگي گستردة دنيا در حوزه‌هاي فرهنگي، علمي، اقتصادي و فناوري از سوي ديگر، ضرورت پيش‌بيني آينده و تدارك ابزارها و شيوه‌هاي اين پيش‌بيني را متفاوت ساخته است. اين امر موجب گرديده است موضوع «آينده‌پژوهي» مورد توجه جدّي انديشمندان قرار گيرد. امروزه آينده‌پژوهي به يك علم متمايز تبديل شده و در مراكز علمي و سياست‌گذاري، از ارزش و توجه خاصي برخوردار گرديده است. از اين روست كه مشاهده مي‌شود با وجود عمر كوتاه دانشِ آينده‌پژوهي كتاب‌ها و مقاله‌هاي قابل توجهي در اين باره توليد شده است. حجم كتاب‌ها و مقاله‌هاي توليد شده در دو دهة اخير، موجب شگفتي است. اين امر به دليل توجه روزافزون به اين مقوله مي‌باشد.
    آينده‌پژوهي
    تعاريف متعددي از واژة «آينده‌پژوهي»  ارائه شده است؛ چنان‌كه از اين مفهوم با عناوين متعددي همچون «آينده‌نگري»، و «آينده‌شناسي» ياد مي‌كنند.  از آينده‌پژوهي، با واژة futures study نيز ياد مي‌كنند. واژة آينده يا future را به صورت جمع (futures) استعمال مي‌كنند؛ زيرا در مطالعات آينده، چندين آينده تصور مي‌شود.
    آينده‌نگري صرفاً يك پيش‌بيني نيست؛ زيرا جامعه و طبيعت همچون ماشين نيست كه به صورت جبري با درك آن و تنظيم تجهيزات، بتوانيم آن را پيش‌بيني كنيم، بلكه جامعه و طبيعت داراي شرايط منعطف و غير منسجمي است كه نمي‌توان آيندة آن را به راحتي معادلات رياضي و مكانيكي قطعي تلقّي نمود.
    منظور از «آينده‌پژوهي» در اين مقاله، «دانشي كه با اتكا به مباني اسلامي و بهره‌مندي از ابزارهاي علمي و به كارگيري خلاقيّت، ‌توان خلق فناوري‌هاي جديد، سازوكارهاي فرهنگي و علمي شايستة جامعه اسلامي را دارد.» به‌بيان ديگر، «آينده‌پژوهي» دانشي است كه مي‌تواند همة مؤلّفه‌هاي جامعة مطلوب اسلامي آينده را تصوير كرده، در پيش‌رو قرار دهد. هدف آينده‌پژوهي اسلامي نيز تبديل جهانِ پيش‌رو به، محيطي شايسته براي تربيت انسان‌هاي تكامل يافته در ساية اطاعت از فرامين الهي است.
    امروزه حدس زدن و پيش‌گويي آينده، به يك دانش تبديل شده است،  سرعت تحوّلات فناوري و پيشرفت علم به گونه‌اي است كه ما نيازمند فنون آينده‌نگري، برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري براي جامعة پيش‌ رو هستيم. شرايط منطقه‌اي و تحوّلات جهان اسلام اقتضا مي‌كند اين واقعيت را بپذيريم كه جامعة اسلامي نيازمند تصميم‌گيراني است كه توانايي درك آينده را بر اساس مباني اسلامي داشته و از مواجهه با واقعيت جامعه رويگردان نباشند. اين افراد جهان را مجموعه‌اي جبرگرايانه فرض نمي‌كنند و با سوء استفاده از موضوع قضا و قدر الهي، در ساية عدم تحرّك نمي‌آرامند. آينده‌پژوهان جامعة اسلامي با هدف قرار دادن جامعة آرماني عصر ظهور، درصدد پيش‌بيني جامعة پيش از آن و شرايط مناسب براي شكل‌گيري آن جامعة آرماني هستند.
    آينده پژوهي در فرهنگ اسلامي
    يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شريعت مقدّس اسلام «آينده‌نگري» است. اين موضوع را مي‌توان در اعتقادات، اخلاقيات، و مناسك ديني مشاهده نمود. ظهور اسلام به عنوان آخرين دين براي بشريت در قرن ششم ميلادي، نويدبخش اين بود كه باورها و دستورهاي اين دين، نجات‌بخش انسان‌ها در همة اعصار خواهد بود. باورها، ارزش‌ها، و احكام اين دين به گونه‌اي طرّاحي و عرضه شده است كه با درنورديدن زمان و مكان، توان پاسخ‌گويي به همة نيازهاي بشري را دارد. اين موضوع را مي‌توان در طول تاريخ چهارده قرن گذشته به وضوع يافت.
    اعتقاد و باور به معاد و زندگي جاودان براي انسان، نمونه‌اي از طرّاحي آيندة بشريت است. به باور مسلمانان، تلاش براي اين دنيا طرّاحي آينده است.  هدايت فعاليت‌ها به منظور ساختن آينده‌اي مطلوب، از مهم‌ترين توصيه‌هاي ديني براي زندگي جاودانة آخرت است؛  چنان‌كه تذكرها و هشدارها در خصوص وقوع قيامت، بيدار باش انساني براي طرّاحي بهتر آينده است.  توجه به آينده به‌قدري مهم است كه در برخي از آيات قرآن كريم، خداوند با ذكر قسم‌هاي متعدد، وقوع قيامت را حتمي بيان كرده است. 
    از سوي ديگر، در توصيه‌هاي ديني، اولياي دين به شيوه‌هاي گوناگون، مسلمانان را به آينده‌نگري تشويق كرده‌اند.  ايجاد دغدغه نسبت به آينده و توجه به آن مورد تأكيد دين است. خداوند متعال در قالب دعا، به اولياي خود مي‌آموزد كه چنين بگويند: «و بگو: پروردگارا، مرا با ورودي نيكو و صادقانه وارد (كارها) كن و با خروجي نيكو بيرون آر.»(اسراء: 80)
    مسلمانان همان‌گونه كه در حال حاضر كارها را با دقت و صداقت انجام مي‌دهند، نگاهي نيز به آينده دارند تا سرانجام كارها نيز از عاقبتي نيك برخوردار باشد. اساساً در نگاه ديني، آينده‌نگري از ويژگي‌هاي انسان هوشمند قلمداد شده است. اميرالمؤمنين مي‌فرمايند: «چشم دل انسان خردمند، پايان كارش را مي‌بيند و نشيب و فراز خويش را مي‌شناسد.» 
    آينده به عنوان يك واقعيت مستقل واقعيت ندارد؛ زيرا به مقطعي از زمان اشاره مي‌كند كه هنوز فرانرسيده است و تنها زماني وجود خواهد يافت كه زمان «حال» شده باشد. اما در عين حال، انسان هوشمند چون وجود آن را پيش‌بيني مي‌كند براي آن تدبير مي‌انديشد. اميرالمؤمنين در فرازي از فرمايش خود، انسان خردمند و هوشمند را انساني مي‌دانند كه با نگاه به آينده، اقدام مي‌كند و در رفتار خود، از آينده غفلت نمي‌ورزد. آن حضرت در وصف انسان خردمند  مي‌فرمايند: «خردمند، امروز مراقب فرداي خويش است و از هم اكنون آنچه را در پيش دارد، مي‌بيند.» 
    مهم‌ترين نقش در طرّاحي آينده، به‌ويژه در مسائل فرهنگي و اجتماعي، بر دوش حوزه‌هاي علميه است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين نقش از اهميت بيشتري برخوردار شده است. حوزه‌هاي علميه همان‌گونه كه علت محدِثة انقلاب اسلامي ايران بوده‌اند، بايد علت مُبقية آن هم باشند. همان‌گونه كه برنامه‌ريزي‌هاي علماي سلف، موجب پوياي اسلام و به روز شدن آن شده است، اكنون نيز بايد همين مسير با دقت‌هاي علمي شتاب بگيرد.
    هيچ‌كس با اطمينان كامل نمي‌داند كه در آينده چه رخ خواهد داد. در عين حال، اين دليل بر آن نيست كه به آينده نپردازيم و صرفاً بر شانس يا سرنوشت تكيه كنيم. تفكر كردن دربارة آينده و حدس زدن دربارة آن، ظرفيت‌هاي كنوني افراد، گروه‌ها و جامعه را براي دگرگوني و توسعه افزايش خواهد داد. بر اساس آموزه‌هاي اسلامي، انسان‌ها داراي ظرفيت‌هاي ارزشمندي هستند. انسان‌ها و جوامع بشري هميشه ظرفيت‌هاي بالقوّه‌اي دارند كه با ايجاد حسّاسيت نسبت به آينده، مي‌توان اين توان را به فعليت رساند.
    آينده‌پژوهي و عصر ظهور
    يكي از نمونه‌هاي ارزشمند آينده‌پژوهي در جامعة اسلامي را مي‌توان در وعدة الهي در خصوص شكل‌گيري عصر ظهور حضرت وليّ عصر مشاهده نمود. جامعة شيعه قرن‌هاست كه با اميد به تحقق وعدة الهي در خصوص ظهور حضرت وليّ عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ بسر مي‌برد. آن‌گونه كه در روايات اسلامي توصيه شده است، پيروان آن حضرت موظّفند با انجام اقدامات شايسته، شرايط را براي تحقق زمان ظهور فراهم سازند. از اين رو، بايد سازمان‌ها در طرّاحي و برنامه‌ريزي‌هاي خود، عصر ظهور را كانون توجه در برنامه‌هاي خود قرار دهند.
    وعدة الهي در خصوص شكل‌گيري عصر ظهور حضرت وليّ عصر كه يكي از آرزوهاي ديرينة مسلمانان است، بخشي از آيندة جهان و بشريت را تشكيل مي‌دهد. اما نكتة مهم اين است كه اين بخش از زندگي سعادت‌بخش بشر با مطالعات آينده‌پژوهي تفاوت دارد. شناسايي تمايز اين دو موضوع مي‌تواند براي محققان اسلامي در حوزة آينده پژوهي مفيد باشد. اين تفاوت‌ها در چند حيطه است:
    عصر ظهور حضرت وليّ عصر به عنوان درخشان‌ترين دوران زندگي بشر، در اسناد ديني، به‌خصوص روايات معتبر شيعه، كه از نبي گرامي اسلام و ائمّه اطهار رسيده، بيان شده است. از اين رو، اگر تحقيقي در اين خصوص انجام مي‌شود براي استخراج مشخصات آن دوران از زبان معصومان است. بررسي محققان در اين زمينه، گويايي ويژگي‌هاي بيان شدة آن عصر و توصيف شرايط آن برهه از تاريخ است، نه طرّاحي آن دوران. اين در حالي است كه در مطالعات آينده‌پژوهي، محققان بر اساس مباني پذيرفته‌شدة اعتقادي، به طرّاحي دوران مطلوب در آينده مي‌پردازند؛ دوراني كه ساختة دست بشر است، نه از پيش طرّاحي شده كه به وسيلة اولياي دين بيان گرديده است. 
    در تبيين عصر ظهور، منابع مورد استفاده، آيات و روايات معصومان است. انديشمندان اسلامي با استخراج از منابع ديني و استنباط مفاهيم عصر ظهور، به تبيين اين دوران مي‌پردازند. كار اساسي علما در اين حوزه، اكتشاف و استنباط مشخصات اين دوران است. اين در حالي است كه در آينده‌پژوهي، محققان، با استفاده از منابع معمول و پذيرفته شدة دانش بشري و با ذهن خلّاق، برهه‌اي از آينده را طرّاحي مي‌كنند.
    در آينده‌پژوهي، محققان مقطعي از زمان را در نظر مي‌گيرند و براي اين بازة زماني، ايده‌آلي را ترسيم مي‌كنند. آينده‌پژوهي‌هاي صورت گرفته در دنيا، براي بيست، سي و يا حداكثر پنچاه سال آتي است. نكتة مهم اين است كه هم‌پوشاني آينده‌پژوهي با عصر ظهور، مستلزم تعيين زمان براي عصر ظهور است، در حالي‌كه از اين موضوع در روايات شيعه، به شدت نهي شده است. 
    بنابراين، بايد توجه داشت منظور از «آينده‌پژوهي» تعيين زمان ظهور حضرت وليّ عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نيست، بلكه منظور بررسي و تعيين مشخصاتِ مقطعي از زمان است كه در راستاي عصر ظهور است. ويژگي آينده‌پژوهان اسلامي اين است كه آنان دوراني را تدوين مي‌كنند كه زمينه‌ساز شكل‌گيري عصر ظهور است. اينان آينده را بر اساس مؤلّفه‌هاي اساسي پذيرفته شده در عصر ظهور، طرّاحي مي‌كنند. هدف اين آينده‌پژوهان اسلامي مقدّمه‌چيني آماده‌سازي براي تحقق عصر ظهور است.
    آينده‌پژوهي و قضا و قدر الهي
    يكي از نگراني‌هاي پيش‌روي آينده‌پژوهان اين است كه آيا با اعتقاد به «قضا و قدر» الهي مي‌توان به آينده‌پژوهي نيز پرداخت؟ بايد دانست كه قضا و قدر عامل محدود كننده نيست، زيرا قضا و قدر الهي امري قطعي و مسلّم است. «قضاي الهي» عبارت است از: حكم قطعي الهي دربارة جريانات و حوادث، و «قدر الهي» عبارت است از: اندازه‌گيري پديده‌ها و حوادث. 
    از ديدگاه اسلامي، مسلّم است كه قضاي الهي به هيچ حادثه‌اي مستقيماً و بلاواسطه تعلّق نمي‌گيرد، بلكه هر حادثه‌اي تنها از راه علل و اسباب خودش ايجاب مي‌شود. قضاي الهي ايجاب مي‌كند كه نظام جهان نظام اسباب و مسبّبات باشد. انسان هرقدر آزادي از ناحية عقل و اراده در اختيار دارد و به هراندازه كه با محدوديت از ناحية عوامل موروثي و محيطي و تاريخي روبه‌روست، به حكم قضاي الهي و نظام قطعي سببي و مسبّبي جهان است. 
    بنابراين، انسان مي‌تواند با استفاده از برنامه‌هاي آينده‌نگر، اسباب مناسب را براي آيندة خود رقم بزند. انسان‌ها با بهره‌مندي از تفكر، مي‌توانند پديده‌هاي طبيعي را، كه به صورت محدوديت در پيش‌رو دارند، به حكم قضاي الهي حذف كرده، سبب تقدير مناسب را فراهم سازند. بنابراين، قضا و قدر الهي نه تنها به معناي تدوين زندگي از پيش تعيين شده و سلب اختيار از انسان نيست، بلكه تحريك كنندة انسان براي طرّاحي آينده و تدوين زندگي بر اساس اختيار و انتخاب است.
    آينده‌پژوهي و آينده‌هاي پيش‌بيني شده
    برخي روايات بيان‌كنندة آينده‌اي روشن و يا آينده‌اي تاريك براي بشر است. با اين فرض كه اين روايات از صحّت سند و دلالت معتبر و قابل توجه برخوردار باشد، بايد به اين نكته توجه داشت كه اين‌گونه روايات در آينده‌پژوهي كاربرد دارد. اين‌گونه روايات حيطة منابع و استنباط آينده را براي محققان گسترده نموده، با تبيين آينده، از مردم انتظار دارند كه خود را براي رويارويي با شرايط مطلوب يا نامطلوب آينده مهيّا سازند. 
    به‌بيان ديگر، علاوه بر آينده‌هاي قطعي سراي جاودان (معاد) و عصر ظهور، كه در باورهاي ديني مسلمانان حتمي تلقي مي‌شود، از آموزه‌هاي اسلامي استفاده مي‌شود كه بخشي از آينده نيز براي مسلمانان يا بشريت نيز ترسيم شده است. به‌بيان ديگر، در برخي از آيات قرآن كريم و يا روايات، معصومان وضعيت‌هاي گوناگون آينده نيز به تناسب، براي مسلمانان ترسيم شده است. آيندة ترسيم شده در اين روايات، گاهي بيان كنندة آينده‌اي زيبا براي مردم است؛ همان‌گونه كه در آيات قرآن كريم شرايط مطلوب براي بشر بيان شده است.   گاهي نيز آينده‌اي ناخوشايند را براي مردم پيش‌بيني كرده‌اند. رسول خدا در يكي از فرمايش‌هاي خود فرمودند: «امّت من زماني را درك مي‌كنند كه از قرآن فقط ظاهر آن باقي است، و از اسلام فقط نامش باقي است. مسلمان و اهل قرآن خوانده مي‌شوند، در حالي كه دورترين مردم نسبت به قرآن هستند. مساجدشان آباد است، اما در آنجا هدايتي صورت نمي‌گيرد. دانشمندان آن زمان بدترين دانشمندان جهانند؛ به جاي هدايتگري عامل فتنه هستند و فتنه به خودشان بازمي‌گردد.» 
    اين‌گونه روايات گوياي اين است كه مؤمنان بايد براي چنين آيندة نامطلوبي طرح‌ريزي لازم و اقدام‌هاي مؤثر داشته باشند. پيش‌بيني و تدارك مواجه با آينده، جامعة اسلامي را به طور هوشيار در برابر وقايع پيش‌بيني نشده قرار مي‌دهد. آينده‌پژوهي از اين لحاظ، براي انديشمندان اسلامي نيز مهم است كه با استفاده از پيش‌بيني آينده، كه در روايات معتبر آمده است، به طرّاحي و تبيين مسائل علمي و فرهنگي بپردازند تا بتوانند مؤمنان جامعه را در چنين شرايطي از گزند خطرات ايمن نگه‌دارند. 
    در روايت ديگري از امام صادق چنين نقل شده است: «كتاب‌هاي خود را نگه‌داري كنيد كه در آينده؛ به آنها نيازمند خواهيد شد.»  «احتفظوا بكتبكم فإنّكم سوف تحتاجون إليها.»
    توصية رئيس مكتب شيعه به حفاظت از ميراث علمي و جلوگيري كردن از نابودي آنها، براي بهره‌برداي در آينده، بيان‌كننده عاقبت‌انديشي در امور است. در آن زمان، مردم از منبع فروزان دانش بهره مي‌بردند، در حالي كه بايد به فكر آينده مي‌بودند. از اين رو، مسلمانان موظّفند با تدبير، براي آيندگان برنامه‌ريزي كنند. برنامه‌ريزي بايد به گونه‌اي باشد كه مشتاقاني كه دست‌رسي به امام معصوم ندارند، بتوانند از كلام و راهنمايي‌هاي ايشان بهره ببرند. فراتر آنكه بايد همة منابع را براي آينده‌ها، غني‌سازي و نگه‌داري نمود و مسلمانان همان‌گونه كه خود حق استفاده از اين منابع را دارند، بايد بدانند كه آيندگان نيز حق استفاده از منابع موجود را دارند.
    دست‌اندركاران جامعة اسلامي بر اساس پيش‌بيني‌هاي انجام شده در اسناد روايي معتبر، بايد شرايط بهبود وضع معنوي و فرهنگي را مدّ نظر داشته باشند. هشدارهاي مطرح شده در روايات ديني بسيار جدّي است و بايد براي آن تدبير لازم انديشيد. اين‌گونه روايات با ترسيم آينده، از دانشمندان و صاحبان انديشه مي‌خواهند پيش از قرار گرفتن در وضعيت نامطلوب، به طرح‌ريزي و اقدام مناسب بپردازند. در اينجا، چند نمونه از اين روايات ذكر مي‌شود. 
    حضرت محمد مي‌فرمايند:
    «اي مردم، به زودي زماني بر شما فرامي‌رسد كه اسلام واژگون مي‌شود؛ همچون ظرفي واژگون كه آنچه در آن است، بريزد. اي مردم، خداوند به شما امان داده است كه هرگز بر شما ظلم روا ندارد، ولي هرگز امان نداده است كه شما را آزمايش نكند، و حال آنكه خداوند متعال در قرآن فرموده: «در اين ماجرا، نشانه‌هايي است (از حق) و ما به يقين، همگان را مي‌آزماييم!» أَيُّهَا النَّاسُ، سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ يُكْفَاُ فِيهِ الإِسْلاَمُ كَمَا يُكْفَاُ الإِنَاءُ بِمَا فِيهِ. أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ يَجُورَ عَلَيْكُمْ، وَ لَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ يَبْتَلِيكُمْ، وَ قَدْ قَالَ ـ جَلَّ مِنْ قَائِل: «إِنَّ في ذلِكَ لآيَات وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ.»  (مؤمنون: 30)
    تعبير به «يُكْفَأُ فِيهِ الإِسْلاَمُ» ـ در روايت ـ كنايه لطيفي است از دگرگون شدن همة مفاهيم اسلام و از دست رفتن حقيقت آن؛ زيرا اسلام به ظرفي تشبيه شده كه معارف و قوانين و احكام و اخلاق اسلامي در آن جاي گرفته است، و همان‌گونه كه ظرف آب را اگر وارونه كنند هر چه در آن است مي‌ريزد، اسلام هم در آن زمان وارونه مي‌شود و محتواي خود را از دست مي‌دهد و تنها نامي از آن باقي مي‌ماند.
    امروزه نشانه‌هاي چنين زماني را در عصر حاضر مي‌توانيم مشاهده كنيم. اگر مسلمانان تنها به نام «اسلام» قناعت كنند و در رفتار و كردار آنان اثري از اخلاق اسلامي ديده نشود و تقواي الهي و توكّل به فراموشي سپرده شود، وارونه شدن اسلام تحقق يافته است. پيش‌بيني چنين شرايطي علماي دين را بر آن مي‌دارد كه با تيز بيني و تسلّط بر وقايع اجتماعي و فرهنگي، مسير حركت جامعه را از ميان آلودگي‌هاي موجود بيابند و با ارائة طرح‌‌ها و اقدام‌هاي آينده‌نگرانه به هدايت جامعه بپردازند.
    آيندة مطالعات آينده‌پژوهان اسلامي
    همان‌گونه كه مطالعات آينده‌پژوهي در عرصة تفكر بشري گام‌هاي اوليه را برمي‌دارد، لازم است انديشمندان اسلامي به تبيين اين دانش از ديدگاه اسلام بپردازند. پس از تبيين رابطة مسائل حيات جاودانة آخرت با آينده‌پژوهي، تبيين رابطة عصر ظهور با آينده‌پژوهي، تبيين موضوع قضا و قدر، و رابطة آينده‌پژوهي با آينده‌هاي پيش‌بيني شدة قطعي در روايات، بايد به بررسي نگراني‌هاي معرفتي در حوزة آينده‌پژوهي پرداخت. برخي از اين حوزه‌ها به دليل ابهام‌آفريني در مباحث فلسفي و كلامي، نياز جدّي به مطالعة ديني بر اساس مفروضات بنيادي اسلام دارد.
    حوزه‌هاي معرفتي آينده‌پژوهي، كه درصدد تبيين بنيان‌هاي معرفت‌شناختي اين دانش و شناسايي آنهاست، از حوزه‌هايي است كه تأمّل و تدبر انديشمندان اسلامي را مي‌طلبد. امروزه براي شناخت آينده‌‌پژوهي، از شيوه‌هاي متعدد تجربي، دلفي، شبيه‌سازي رايانه‌اي، نظرخواهي از خبرگان، و مانند آن بهره مي‌برند. به نظر مي‌رسد آموزه‌هاي اسلامي مي‌تواند راه‌هاي ارزنده‌تري در اين خصوص ارائه كند كه به تكميل شيوه‌هاي معمول بپردازد؛ شيوه‌هايي كه با بهره‌گيري از معنويت ناب، بتواند چشم بشر معاصر را به آيندة بينا نمايد.
    بررسي بنيان‌هاي اخلاقي آينده‌پژوهي از جمله كارهايي است كه به دست انديشمندان اسلامي به سرانجام مطلوب مي‌رسد. آينده‌پژوهان بايد براي درك ماهيت جامعة مطلوب، معيارها و ارزش‌ها را شناسايي كنند. ملاك بررسي اين معيارهاي ارزشي و ميزان مطلوبيت براي آينده، بر چه اساسي طرّاحي مي‌گردد؟ مسئوليت جامعة امروز براي آينده، از چه بنيان‌هايي ريشه برگرفته است؟ اين‌ها بخشي از مواردي است كه بايد در مطالعات آينده مدّ نظر انديشمندان اسلامي قرار گيرد.
    آينده‌پژوهان در مطالعات خود، به اين نتيجه رسيده‌اند كه عوامل پيدايش آينده چهار عنصر اساسي «رويدادها، روندها، تصويرها، و اقدام‌ها» است.  دانشمندان اسلامي مي‌توانند با استفاده از منابع ديني، عناصر اساسي آينده را بازنگري كرده، به تكميل آن بپردازند. به‌بيان ديگر، عناصري كه موجب پيدايش آينده مي‌شود با تبيين‌هاي اسلامي، از محتوا و شكل جديد بهره خواهد برد. 
    از نظر دانشمندان، آينده امري فرضي است كه از تعامل بين اين چهار عنصر شكل مي‌گيرد:
    1. رويدادها
    رويدادها اموري است كه انسان در باره اثربخشي انديشيدن در خصوص آنها، به ترديد مي‌افتد. رويدادها به طور كلي قابل شناخت نيست، اما به نظر مي‌رسد امكان وقوع دارد؛ مانند حوادث طبيعي زلزله، رانش زمين، و ترور، انفجار در صنايع، و تصادفات جاده‌اي. اكنون كه نمي‌توانيم اين حوادث و رويدادها را بشناسيم و براي آنها تدبير عالمانه پيش‌بيني كنيم بهتر است حدس‌هايي را نسبت به اين حوادث بزنيم و با حداقل آمادگي، به سوي آينده گام برداريم. از ديدگاه اسلامي، مي‌توانيم راه‌كارهايي براي كنترل اين رويدادهاي پيش‌بيني نشده بيابيم. توصيه‌هاي اسلامي در خصوص صدقه، صلة رحم، و اهتمام به امور مسلمانان، مي‌تواند باب جديدي در اين عرصه بگشايد. 
    2. روندها 
    جريان‌ها، حوادث و پديده‌هاي در حال شكل‌گيري است. دانشمندان با تمركز بر جريان‌ها، تلاش مي‌كنند به پيش‌بيني و كسب آمادگي براي آينده بپردازند. اين روندها بيشتر تحت تأثير رفتارهاي اختياري انسان رخ مي‌دهد. انسان‌ها مي‌توانند با نگاه به مسير تكامل انسان از ديدگاه اسلام، اين روندها را در امتداد آنها قرار دهند.
    با بررسي‌هاي انجام شده دست‌كم سه نوع روند و جريان، كه نيازمند بررسي براي پيش‌بيني آينده است، شناسايي شده:
    الف. جريان‌هاي جاري:  برخي از جريان‌ها از گذشته بوده و همان‌گونه كه
    اكنون هست، در آينده نيز ادامه خواهد داشت. با درك جريان‌هاي جاري يا مستمر، دانشمندان درصددند كه بدانند چه امري در حال رخ دادن است و در گذشته چه چيز
    رخ داده است. پيش‌بيني آينده با درك اين مراحل، تأمّل در تجربيات، دانش روز و خلّاقيت رخ مي‌دهد.
    ب. جريان‌هاي نوبه‌اي: برخي روندها در شرايط خاص، احتمال وقوع پيدا مي‌كند. جريان‌هاي نوبه‌اي يا دوره‌اي در تجربة مستمر زندگي افراد نيست، بلكه بخشي از ابعاد زندگي طولاني مدت بشري است. اين‌گونه روندها مانند تجربه‌هاي شخصي نيست كه افراد از موفقيت‌ها و شكست‌هاي آن درس آموخته باشند و بتوانند آن را در مراحل بعدي به كار گيرند. اين روندها ممكن است در حافظة تاريخي ملت‌ها و اقوام، ثبت شده باشد و دستاورد آن به صورت غير مستقيم در اختيار انسان امروز قرار مي‌گيرد؛ مانند جنگ‌ها. نوعي ديگري از روند‌هاي دوره‌اي نيازمند شناخت فنون رياضي است. به‌بيان ديگر، افراد براي درك آنها، نيازمند داشتن دانش مربوط هستند تا بتوانند نسبت به كشف نتايج و آيندة آن اقدام كنند. بنابراين، پيش‌بيني در اين روندها، براي بسياري از افراد با دشواري همراه است؛ مانند پيش‌بيني نسبت به آيندة صنعت الكترونيك و يا دانش نانو. در اين‌گونه موارد، افراد غير مطّلع توان پيش‌بيني ندارند.
    ج. جريان‌هاي نوظهور:  برخي از جريان‌ها كاملاً جديد است؛ يعني در زمان حال قابل رؤيت نيست و سابقه‌اي در گذشته نداشته‌ است. آينده‌‌گرايان بر اين باورند كه مهم‌ترين جريان‌هاي آينده همين جريان‌هاي نوظهور است. بيشتر جريان‌هاي نوظهور پيامد مستقيم يا غيرمستقيم فناوري‌هاي جديد است كه براي انسان‌ها اين امكان را به وجود مي‌آورد، اقداماتي را انجام دهند كه پيش از آن توانايي انجام آن را نداشته‌اند، و يا اين امكان را فراهم كرده است كه كارهاي سخت را به راحتي انجام بدهند.
    3. تصويرها
    افراد بر اساس پيش‌فرض‌هاي ذهني خود، ذهنيت‌ها و تصاويري از آينده خلق كرده‌اند. برخي از اعمال افراد نيز بر اساس اين تصاوير، صورت مي‌گيرد. آينده‌پژوهان در مطالعات خود، تلاش مي‌كنند تصاوير مطلوبي براي مردم به وجود آورند. «چشم انداز» نمونه‌اي از تصوير آينده است. اين موضوع روشن است كه تصويرهاي آينده اگر حاكي از ترس و نگراني باشد با تصويرهايي كه اميد و اعتماد ايجاد مي‌كند، كاركردهاي متفاوتي براي افراد دارد. اميدبخشي و تبيين رابطة انسان با خداوند و پذيرش نقش خداوند در تحوّلات جهاني، راه‌گشاي تصويرپردازي آينده خواهد بود.
    4. اقدام‌ها
    طرح‌ريزي و ارائة راه‌كار براي رسيدن به آيندة مطلوب، «اقدام» ناميده مي‌شود. آينده‌پژوهان با تصويرسازي مطلوب و توصيه به اقدامات شايسته، سعي مي‌كنند اعتماد و ارادة مثبت را در افراد شكل بدهند تا آنان بتوانند با برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري صحيح، خود را براي آينده آماده سازند. بر اساس چارچوب‌هاي پذيرفته شده در اسلام، اقدام‌هاي مسلمانان از محدوديت خاصي برخوردارد است؛ چنان‌كه از ابزارهاي ويژه‌اي نيز همانند رابطة معنوي بهره‌مند است.
    نتيجه‌گيري
    امروزه آينده‌پژوهي به يك علم متمايز تبديل شده و در مراكز علمي و سياست‌گذاري از ارزش و توجه خاصي برخوردار گرديده است. منظور از «آينده‌پژوهي» در اين مقاله، عبارت است از: «دانشي كه با اتكا به مباني اسلامي و بهره‌مندي از ابزارهاي علمي و به‌كارگيري خلّاقيت، ‌توان خلق فناوري‌هاي جديد، سازوكارهاي فرهنگي و علمي شايستة جامعة اسلامي را دارد.» هدف آينده‌پژوهي اسلامي نيز تبديل جهانِ پيش‌رو به محيطي شايسته براي تربيت انسان‌هاي تكامل يافته در ساية فرامين الهي است.
    در توصيه‌هاي ديني، اولياي دين به شيوه‌هاي گوناگون مسلمانان را به آينده‌نگري تشويق كرده‌اند. ايجاد دغدغه نسبت به آينده و توجه به آن مورد تأكيد دين است. مهم‌ترين نقش در طرّاحي آينده، بخصوص در مسائل فرهنگي و اجتماعي، بر دوش حوزه‌هاي علميه است. همان‌گونه كه برنامه‌ريزي‌هاي علماي سلف موجب پويايي اسلام و به روز شدن آن شده است، اكنون نيز بايد همين مسير با دقت‌هاي علمي شتاب بگيرد.
    پس از تبيين رابطة مسائل حيات جاودانة آخرت با آينده‌پژوهي و تبيين رابطة عصر ظهور با آينده‌پژوهي، بايد به بررسي نگراني‌هاي معرفتي در حوزة آينده‌پژوهي پرداخت. برخي از اين حوزه‌ها به دليل ابهام‌آفريني در مباحث فلسفي و كلامي، نياز جدّي به مطالعة ديني بر اساس مفروضات بنيادي اسلام دارد؛ چنان‌كه بررسي بنيان‌هاي اخلاقي آينده‌پژوهي نيز از كارهايي است كه به دست انديشمندان اسلامي به سرانجام مطلوب مي‌رسد. آينده‌پژوهان بايد براي درك ماهيت جامعة مطلوب، معيارها و ارزش‌ها را شناسايي كنند. اينكه ملاك بررسي معيارهاي ارزشي و ميزان مطلوبيت براي آينده بر چه اساسي طراحي مي‌گردد، و مسئوليت جامعة امروز براي آينده از چه بنيان‌هايي ريشه برگرفته، بخشي از سؤال‌هايي است كه بايد در مطالعات آينده مدّ نظر انديشمندان اسلامي قرار گيرد.

     
     

    References: 
    • نهج‌البلاغه، شرح عبدالحميد ابن‌ابي‌الحديد، بيروت، داراالكتب، 1418.
    • حكيمي، محمدرضا، الحياة، موسوعه، اسلاميه، علميه، موضوعيه، قم، الدار الاسلامية، 1368.
    • كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، قم، اسوه، 1372.
    • مجلسي، محمدتقي، بحارالانوار، بيروت، بي‌نا، 1412 ق.
    • مصباح، محمدتقي، معارف قرآن، معارف قرآن، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1380.
    • مطهري، مرتضي، انسان در قرآن، قم، صدرا، 1374.
    • نوري، ميرزاحسين، النجم الثاقب في احوال الامام الحجة الغائب، بي‌جا، انوار الهدي، 1415ق.
    • Cohen, Joel E, What the Future Holds, U.S.A: Library of Congress Cataloging-in-Publication Data, 2001.
    • Forrest, C.J, Qualitative Inference Method of Heuristics for Foresight and Futures Studies. 2009.
    • Slaughter, Richard, New Thinking for a New Millennium, U.S.A: Taylor & Francis e-Library, 1996.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    منطقی، محسن.(1391) درآمدی بر اسلام و آینده‌پژوهی. دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، 2(1)، 19-33

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    محسن منطقی."درآمدی بر اسلام و آینده‌پژوهی". دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، 2، 1، 1391، 19-33

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    منطقی، محسن.(1391) 'درآمدی بر اسلام و آینده‌پژوهی'، دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، 2(1), pp. 19-33

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    منطقی، محسن. درآمدی بر اسلام و آینده‌پژوهی. اسلام و پژوهش‌های مدیریتی، 2, 1391؛ 2(1): 19-33