نقش خط‏مشي‏هاي قوة مجرية افغانستان در وحدت ملي

سال دهم، شماره اول، پياپي20، بهار و تابستان 1399

محمد‌مهدي نادري قمي / استاديار گروه مديريت مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره     naderi@qabas.net 
* جواد زاهدي/ دانشجوي دکتراي قرآن و علوم (گرايش مديريت)، مجتمع آموزش عالي قرآن و حديث - مدرسة عالي قرآن و علوم    mo.javad.zahedi@gmail.com
دريافت: 11/02/1399 ـ پذيرش: 10/05/1399

چکيده
در پژوهش حاضر «نقش خط‏مشي‏هاي عمومي قوة مجرية افغانستان» و تأثير آن در تحقق «وحدت ملي» مورد تحقيق قرار گرفت. بر اساس الگوي مفهومي محقق ساخته، فرضية اصلي اين پژوهش «خط‏مشي‏هاي عمومي قوة مجرية افغانستان، در تحقق وحدت ملي» است. فرضيه‏هاي فرعي اين پژوهش را ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي – اجتماعي و اداري تشکيل مي‏دهند. روش اين پژوهش، از نظر هدف کاربردي، از نظر نوع داده‏ها آميخته، از جهت روش پيمايشي، از حيث زمان مقطعي، و از جهت ابزار پرسش‌نامه‌اي و اسنادي است. 72 پرسش‌نامه به روش نمونه‌گيري غير‌احتمالي هدفمند در دانشگاه‏هاي افغانستان توزيع ‌شد و پس از جمع‌آوري، داده‌هاي آن وارد نرم‌افزار SPSS گرديد. يافته‌هاي به‌ دست‌ آمده از تحليل توصيفي و استنباطي داده‏ها، بيانگر آن است که ميانگين تأثير خط‏مشي‏هاي عمومي قوة مجرية افغانستان، در ايجاد وحدت ملي، بالا‌تر از P - Value است. اين بدان معناست كه متغير خط‏مشي‏هاي عمومي قوة مجرية افغانستان، از تأثيرگذاري لازم بر فرايند تحقق وحدت ملي برخوردار است با توجه به يافته‌هاي به ‌دست ‌آمده از آزمون الگوي مفهومي توصيفي و استنباطي پژوهش در جامعة آماري مورد نظر، مي‌توان نتيجه گرفت كه خط‏مشي‏هاي عمومي قوة مجرية افغانستان، در تحقق وحدت ملي تأثير دارد.
کليدواژه‏ها: خط‏مشي‏ عمومي، قوة مجريه، افغانستان، دولت، وحدت ملي.
 


 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
20
شماره صفحه: 
101