جايگاه آموزه هاي اسلامي در امور مديريتي

سال پنجم، شماره اول، پياپي 11، پاييز و زمستان 1394

آيت الله علامه محمدتقي مصباح*

اشاره

بزرگ ترين نعمتي كه ما در اين عصر سراغ داريم و خداي متعال آن را به جامعة ما افاضه كرده، برقراري نظام اسلامي است. از زمان ظهور پيامبر اكرم صل الله عليه و آله تقريباً حدود يك دهه يا بيشتر سپري شده بود كه جامعه اسلامي در مدينه تشكيل شد و تا آخر عمر آن حضرت، رياست اين جامعه با ايشان بود. اين مقدار را همة مسلمان ها معتقد هستند. اما ما معتقديم كه پس از رحلت پيامبر صل الله عليه و آله، كساني كه داراي مقام عصمت بودند و مي توان گفت در همة فضايل  ـ به غير از نبوت و رسالت ـ مانند ايشان بودند، براي اين كار تعيين شده و زمان محدودي نيز عهده دار اين مسئوليت بودند؛ حدود پنج سال اميرالمؤمنان علي   عليه السلام و مدتي نيز امام حسن عليه السلام عهده دار اين مقام بودند. اما از زمان امام حسن عليه السلام به بعد، حكومتي كه مشروعيت ديني و الهي داشته باشد، در هيچ كشور اسلامي تشكيل نشد. در زمان ساير ائمه عليهم السلام، ايشان يا در زندان، و يا در تبعيد و تحت نظر بودند و در نهايت نيز كارشان به شهادت مي انجاميد. پس از غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز هيچ گاه علما موفق نشدند حكومتي تشكيل دهند كه مسئوليت آن با كسي باشد كه از سوي خدا مشروعيت داشته باشد.